شرحی از حکمت 343 نهج البلاغه

:: شرحی از حکمت 343 نهج البلاغه

شرحی از حکمت 343 نهج البلاغه

وَ قَالَ امیر المومنین :  ( علیه‏السلام  )الْأَقَاوِیلُ مَحْفُوظَةٌ وَ السَّرَائِرُ مَبْلُوَّةٌ وَ کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ

حضرت علی علیه السلام در حکمت 343 نهج البلاغه می فرمایند :

گفتار شما ضبط و نگهداری می شود ویک روز نهان ها اشکار می گردد و هر کسی در گرو اعمال خویش است

شرح این فراز :

آن گونه که از روایات بر می آید گفتار انسان نیز مانند رفتار انسان حساب و کتاب دارد و به تعبیر دقیق تر همانگونه که افعال و اعمال انسان خارج از احکام پنجگانه شرع ( واجب ، حرام ، مستحب ، مکروه ، مباح ) نیست

اقوال انسان نیز همین گونه است یا واجب است مثلا در جایی که اگر حرف نزنی حقی از مومنی ضایع می شود که در اینجا کلام واجب است یا مثلا اذکار نماز واجب نیز واجب است

گاهی حرف زدن حرام است مثلا حرف زدن با نامحرم به قصد لذت حرام است ،

گاهی بعض حرفها مستحب است مثل اذکار مستحب مثلا صلوات ذکر تسبیح و ...

گاهی برخی حرفها مباح است

ولی بیشتر حرفهایی که ما می زنیم اگر حرام نباشد مکروه است ، شوخی های بی جا ، حرفهای بیهوده ، که اینها در دل انسان اثرات سوئی دارد ، بسیاری از مواقع مثلا که حال نماز و دعا و مناجات نداریم از اثرات حرفهای و کلام های بیهوده است .

بعد حضرت می فرماید : هر آنچه در دل دارید یک روز آشکار خواهد شد ، قلب انسان به مثابه جعبه سیاه هواپیما است ، یعنی همانگونه تمام مکالمات و وضعیت دمای هواپیما و ... در جعبه سیاه هواپیما ثبت و ضبط می گردد ، اعمال اسنان نیز در جان و قلب او رسوخ می کند ، که مثلا اگر عمل بدی انجام داده باشد اگر توبه کند ان عمل بد پاک می شود و گرنه در جانش ثبت می شود

همینطور اگر شخص عمل صالحی انجام داد مادامی که با عمل سوء دیگری آن را از بین نبرده برایش باقی می ماند ، لذا در قران می فرماید هر کس کار خیری بیاورد ده برابر پاداش می گیرد و نمی فرماید کار خیری انجام دهد ، زیرا انجام عمل مشروط به ثبت آن نیز هست ، لذا حضرت می فرماید روزی نامه اعمال شما را می گشایند، همانگونه که از جعبه سیاه هواپیما رمز گشایی می کنند .

 

منبع : ندای اسمانیشرحی از حکمت 343 نهج البلاغه
برچسب ها : انسان ,مثلا ,واجب ,هواپیما ,انجام ,فرماید ,سیاه هواپیما ,جعبه سیاه

اعتراف پزشکان غربی به ضرر های مشروبات الکلی

:: اعتراف پزشکان غربی به ضرر های مشروبات الکلی

نگارنده : محمد حسن قالبی

بنا بر نظر اکثر علماء دینی احکام الاهی بر اساس مصالح و مفاسد تنظیم شده است . یعنی اگر خدا یک کار را واجب کرده است به خاطر وجود مصلحتی است که در ان کار وجود داشته و اگر کاری را حرام کرده است به خاطر وجود مفاسد و ضرر هایی است که در ان کار وجود داشته است .

فلذا اگر در اسلام مشروبات الکلی حرام شده است حتما و حتما به خاطر وجود مفاسدی است که در ان بوده و این امر را همه پزشکان بی غرض بیان نموده اند و ان را با علم پزشکی ثابت نموده اند .

حال نظر چند تن از پزشکان غربی را بیان می کنیم تا اندکی از مفاسد مشروبات الکلی برای ما اشکار گردد .

دکتر پارکر طبیب مشهور نیویورک ثابت نموده است که هر گاه از جوان های بیست و یک ساله و بیست و سه ساله که معتاد به  مسکرات هستند پنچاه و یک نفر تلف شود در مقابل انها از جوانهای غیر معتاد بیش از ده نفر تلف نخواهد شد .

استاد لتنن : گلبول های قرمز خون در مقابل امراض مسری در اشخاص مبتلا به مسکرات ضعیف است .

دکتر معروف فرانسوی به نام مسیودوبوی در کتاب خود ( طب جدید ) می نویسد : مست کننده ها فرد را به سوی مریضی سوق می دهند و در فرد ایجاد مسمومست می کنند . این افراد در ابتدای مستی احساس لذت و راحتی می کنند ولی ان لذت فورا به درد و سستی مبدل می شود . این لذت دردناک انسان را به جای می کشد که معتاد به این لذت شوند و مسمومیت عارض از مشروبات الکلی در تمام اعضا و خون انها سرایت کند و در نتیجه موجب سوء هاضمه غذا شوند و معده و کبد از کار باز بماند و مجرای بول و تنفس را مریض می کند و اعصاب را مختل می سازد .

دکتر گالیته فرانسوی در کتاب خود می نویسد : تمام مشوربات الکلی دارای الکل می باشند و الکل سم بزرگی است که سبب بیماری های زیادی در بدن می گردد.

پروفوسور ماپس : سل ریوی با الکل ارتباط قوی دارد .

دکتر لاندوزیه : این دکتر فرانسوی می گوید مرض الکل ما را برای سل ریوی مهیا و اماده می سازد .

دکتر جا کوه برتلون : مسکرات بزرگترین اسباب ضعف جهازات بدنی و علت عمده سل ریوی است و علل و اسباب دیگری در مقابل او چندان اهمیت ندارد .

دکتر روبینونتش : مردم گمان می کنند که مرض سل حیات فرانسه را تهدید می کند و  حال انکه خطر الکل به مراتب بیشتر و بزرگتر از ان است زیرا الکل در را بر روی راهزنان تندرستی باز می کند و در تمام بلاد سبب خطرات عمده می باشد و بنا بر این جنگ کردن با این دشمن بزرگ بسیار سزاوار و لازم است .

اندرسون : مشروبات الکلی جسم های بسیار قوی را برای قبول بیماری وبا اماده می کند .

دکتر هو : نیمی از افرادی که دچار دیوانگی می شوند از افراد شرابخوار می باشند .

 

ادامه دارد ....

منبع : ندای اسمانیاعتراف پزشکان غربی به ضرر های مشروبات الکلی
برچسب ها : دکتر ,الکل ,الکلی ,مشروبات ,وجود ,فرانسوی ,مشروبات الکلی ,خاطر وجود ,سازد دکتر ,پزشکان غربی ,ثابت نموده

نعمت نگاه

:: نعمت نگاه

نعمت نگاه :

یکی از نعمت هایی که خداوند بر انسان عنایت کرده نعمت چشم است که یکی از سه عضوی است که در چند جای قران به آن اشاره شده از جمله آیه 78 سوره نحل که می فرماید : « وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»

یعنی : و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالى که چیزى نمى‏دانستید، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزارى کنید

در اهمیت نگاه و چشم همین بس که یکی از سه عضوی است که مورد سوال در روز قیامت خواهد بود , خداوند متعال در آیه 36 سوره اسراء می فرماید

إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْولا.

یعنی سه نعمت گوش و چشم و قلب فردای قیامت مورد باز خواست و سوال خواهند بود

نگاه یکی از هزاران نعمتی است که خداوند متعال بر انسان ارزانی داشته و مثل همه نعمت های دیگر که همان از آن در راه راضای خداوند استفاده کرد و باعث رشد و تعالی روح شد و هم می توان در راه معصیت استفاده کرد و موجب سقوط و ضلالت شد .

لذا پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم چشم را امانت الهی می داند که چند روزی در دست  انسان است

قال النّبی(صلی الله علیه و آله):العین امانة، السّمع أمانة یعنی چشم امانت است گوش امانت است .

بنابر این انسان باید بنگرد که چگونه از این نعمت الهی استفاده می کند , آیا نگاهش طوری هست که مورد رضای الهی باشد و پلی برای بهشت باشد .

یا اینکه همین چشم ونگاه وقتی که حقایق را ندید , بطوری که قرآن در مورد این اشخاص در آیه 179 سوره اعراف می فرماید : « لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها »

این افراد در عالم قیامت هم که باطن اشخاص ظهور و بروز می کند نیز کور محشور خواهند شد , که در قران آیه 72 سوره اسراء می فرماید : « وَ مَنْ کانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبیلاً »

یعنی : و کسى که در این دنیا کوردل باشد، در آخرت هم کوردل و گمراه‏تر است .

که از خداوند مسئلت داریم که چشم دل ظاهر و چشم دل ما را هر چه بیشتر نافذتر از قبل برای دیدن حقایق قرار دهد .

 

 


منبع : ندای اسمانینعمت نگاه
برچسب ها : خداوند ,مورد ,فرماید ,یعنی ,سوره ,انسان ,الله علیه ,سوره اسراء ,خداوند متعال ,نعمت نگاه

دیدگاه اسلام ( قران و روایات ) نسبت به انسان , از جهت خلقت , هدف , و تکامل

:: دیدگاه اسلام ( قران و روایات ) نسبت به انسان , از جهت خلقت , هدف , و تکامل

دیدگاه اسلام ( قران و روایات ) نسبت به انسان , از جهت خلقت , هدف , و تکامل

برای رعایت اختصار در گفتار ابتدا از باب تشبیه معقول به محسوس زندگی یک انسان را از دیدگاه اسلام با یک مثال بیان می کنم , ( اگر چه این مثال خیلی ناقص است اما تا حدودی قسمتی از بحث را روشن می کند )
اما مثال : شما اگر یک خط ممتد و راست پنج کیلومتری را در نظر بگیرید و این خط را به دو قسمت تقسیم کنید  یک قسمت یک میلیمتر و قسمت دیگر 4999 متر 99 سانت و 9 میلیمتر , قسمت اول زندگی این دنیای انسان و قسمت دوم زندگی آخرت او خواهد بود (وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏ 17 اعلی ) یعنی اخرت هم بهتر است و پایدارتر ,
تاکید می کنم که مثال ناقص است( چون بالاخر 5 کیلومتر محدود است اما انسان ابدی است و نامحدود , و تشبیه محدود به نامحدود نارساست , اما از باب تقریب به ذهن چاره ای جز این مثال ناقص نبود) 

به یک معنا از دیدگاه اسلام زندگی دنیا مثل آموزشگاه رانندگی است , که همانگونه که یک مبتدی در آموزشگاه رانندگی , با مفاهیم اولیه رانندگی علما و عملا آشنا می شود , که مثلا چراغ قرمز چیست ؟ سبز چیست و در مقابل هر یک از علائم و نشانه ها چه باید کرد , ایستاد ؟ یا حرکت کرد ؟...

انسان که متولد می شود خالی الذهن از هر چیزی است « النحل : 78 وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون - و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالى که چیزى نمى‏دانستید، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزارى کنید »

که مثلا یک پسر که متولد می شود به مدت 15 سال در طول زندگی دنیا با مفاهیم خوب ( مثل وفاء , ایثار , دوستی , ...) و مفاهیم بد ( خیانت , خود خواهی , نفرت , دشمنی ...) علما و عملا آشنا می شود .
بعد از آشنایی به مدت 15 سال با خوبی و بدی به او گفته می شود قبل از این فقط آموزش می دیدی , از الان که 15 ساله شدی مکلف به عمل به دانسته هایت هستی . البته با برنامه جامعی که به تو داده می شود , باید به آنها عمل کنی , که در طول حیات زندگانی ات به مقداری که به این قوانین و احکام آشنا باشی و عمل کنی به همان میزان باعث رشد و تعالی روحی ات خواهد شد

از دیدگاه اسلام تمام افعال انسان  ( حتی خاراندن نوک دماغ ) دارای حکم است , که خارج از 5 صورت نیست ( حلال , حرام , مستحب , مکروه , مباح )

علاوه بر احکام تکلیفی که عرض شد , انسان مسلمان دارای یک سری احکام وضعی نیز هست , مثلا معامله ای که انجام می دهد آیا صحیح است یا نه ؟ عقدی صورت می دهد صحیح است یا نه ؟ شرایط اش چیست ؟
آیا از هر راهی مالی بدست آورد شرعا مالک می شود یا نه ؟ ولو طبق نظر عقلا مالک شود ....

بطور خلاصه : از دیدگاه اسلام انسان مسلمان نه تنها یله و رها نیست , بلکه بالاترین درجه ای که انسان در طول حیات خویش به آن می رسد عبد محض بودن برای خداوند است لذا درباره اشرف مخلوقات هر روز در نماز می خوانیم
« أشهد أن محمد عبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده و رسوله » یعنی پیغمبر چون توانست به مقام عبودیت که بالاترین مقام برای یک انسان مسلمان است برسد توانست , مقام رسالت را هم دارا شود .

به عبارتی اصلا , حروف اصلی مسلمان همان سلم است که به معنای تسلیم می باشد , البته این تسلیم غیر از تسلیم کورکورانه دیگران است
میان ماه من و ماه گردون     تفاوت از زمین تا آسمان است
این تسلیم بعد از تعقل است , لذا مسلمان در اصول دین حق تقلید ندارد , بلکه باید از روی تحقیق باشد , و بعد از آنکه اصول دینش را با تحقیق بدست آورد , انوقت فروع دینش ( نماز , روزه ...) را اگر نخواست خود بدست آورد می تواند از مجتهد و متخصص جامع الشرائط تقلید کند , کما اینکه در امور دیگر زندگی ( مثل طبابت , مکانیکی ..) به متخصص رجوع می کند ...

 

منبع : ندای اسمانیدیدگاه اسلام ( قران و روایات ) نسبت به انسان , از جهت خلقت , هدف , و تکامل
برچسب ها : انسان ,دیدگاه ,زندگی ,اسلام ,قسمت ,مثال ,دیدگاه اسلام ,انسان مسلمان ,بدست آورد ,عملا آشنا ,آموزشگاه رانندگی

غیرت

:: غیرت

غیرت
غیرت یعنی چه ؟ این 3 عنصر محوری را که جمع بکنید ، می شود غیرت . عنصر اوّل این است که آدم هویت و حریم خودش را بشناسد . دوّم اینکه غیر را شناسائی بکند ، و به آن مرز وارد نشود ؛ سوّم ، اجازه ندهد که غیر به حریم خصوصی او بیاید . یک چنین کاری را می گویند : ( غیرت ) . غیور کسی است که این 3 مطلب را بفهمد . کسی که این 3 مطلب را نفهمید و نداشت ، غیور نیست ! آنکه به حریم غیر راه پیدا می کند ، غیر را هم وارد حریم خود می کند؛ درعصر حاضر ساختن خانه های open که آشپزخانه و پذیرائی و هال ، همه در هم است ؛ این با غیرت سازگار نیست ! غیور یعنی آدم ،به حریم غیر راه پیدا نکند ، غیررا هم به حریم خود راه ندهد . پس هویت خود را باید بشناسد ، غیر را باید بشناسد ؛ نه آنجا برود ، نه آن را راه بدهد در حریم خصوصی خودش .
چرا وجود مبارک حضرت امیردر نهج البلاغه فرمود : هیچ آدم غیرتمندی زنا نمی کند: ما زنی غیوأ قطأ (1) ؛ برای اینکه یک آدمی که به حریم دیگری تجاوز می کند ، معلوم می شود غیرت ندارد! این غیر نمی شناسد . اگر کسی غیور نبود ؛ حیوان ب القوّه است و ناأ(نمو کننده) ب الف عل . این فقط بالندگی خوب دارد ، این غیور نیست ! اگر کسی خدای ناکرده در حوزه کار خودش امین نبود ، این به تعبیر مرحوم بوعلی حیوان هم نیست !!
عدم خیانت حیوان تربیت شده
و پست تر بودن انسان خائن از حیوانات
این سگ های هرزه و بیابان گرد ؛ هر چه دست شان برسد ، می خورند . امّا سگ های شکاری که کلب معلّم است ؛ وقتی در سینه های کوه ، در سنگلاخ ها ؛ آن شکارچی کبک را شکار می کند، این سگ شکاری تربیت شده، نفس نفس زنان در این سنگلاخ ها می رود ، آن را پیدا می کند ، به دندان می گیرد و امانت را تحویل می دهد . صاحبش بعد از اینکه خورد ، یک مقدار استخوان هم به او می دهد . این را بزرگان می گویند : اگر کسی در امانت بیت المال خیانت بکند ، حیوان هم نیست . اینکه در قرآن فرمود : بعضی انسانهابدتر از حیوان هستند ، سرّش این است. کدام حیوان است که تربیت بشود ، بعد خیانت بکند ؟! پس خائن هنوز حیوان نشده ، چه رسد به انسان ! اگر این مرزها را گذرانده؛ اینها ابتدائیات و الفبای دین است ؛ اگر اینها را پشت سر گذاشت و کم کم وارد مرز ملکوت شد؛ می شود » انسان » .

 

منبع : ندای اسمانیغیرت
برچسب ها : حریم ,غیرت ,غیور ,اینکه ,تربیت ,انسان ,خیانت بکند ,باید بشناسد ,غیور نیست ,حریم خصوصی

رمز پیروزی : هضم در جامعه جهانی یا مقاومت ؟

:: رمز پیروزی : هضم در جامعه جهانی یا مقاومت ؟

رمز پیروزی : هضم در جامعه جهانی یا مقاومت ؟

ممکن است سوال شود که شاید آنهایی که غرب گرا هستند برای خود دلیل دارند ؟
در جواب باید گفت که گرایش این افراد به غرب همانگونه خودشان هم می دانند کوچکترین دلیل عقلی و منطقی ندارد , بلکه اتفاقا دلائل بسیار قوی بر اشتباه بودن این دیدگاه وجود دارد که در ادامه اشاره خواهم کرد
اما علت شیفته شدن اینها به غرب این است : وقتی فلان آقا در مقام مسوول یا آقازاده یا هر کس دیگر در فرودگاه مهر آباد سوار خطوط هوایی مثلا شرکت هوایی لوفت هانزا شده و در فرود گاه شهر فرانکفورت یا پاریس یا لندن به زمین می نشیند , وقتی اوضاع پیشرفته آنجا را می بینند , نه یک دل بلکه صد دل به آنجا می بینند , و انیجاست که به فرموده علی علیه السلام « حُـبّ ٌ الشَّـیءِ یُعـمـی و یُـصِـمّ» دوست داشتن چیزی چشم را کور و گوش را کر می کند , وقتی پای عشق به میان می آید دیگر استدلال بی فایده است لذا بقول آن شاعر : پای استدلالیان چوبین بود – پای چوبین سخت بی تمکین بود

آیه قران : « فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُون » با ائمه کفر بجنگید که آنان به عقد و پیمان خویش پایبند نیستند ,
جالب است آیه شریفه علت مقاتله را نبود أیمان می داند نه نبود ایمان ,
أیمان به فتح همزه یعنی عهد و پیمان , ایمان به کسر همزه یعنی اعتقاد به خداوند , در آیه شریفه نمی فرماید چون اعتقاد به خداوند ندارد با آنها بجنگید , بلکه می فرماید چون اهل عهد و پیمان نیستند
برای پیمان شکن بود یهود و مسیحی دلالیل زیادی را می شود از عصر قاجار یا پهلوی به ردیف بیان کرد , اما چرا جای دور برویم , چرا به نزدیک نگاه نکنیم که خودمان لمسش کردیم

19000 سانترفیوژ را از کار انداختیم , قلب راکتور اراک را نه گل بلکه سیمان گرفتیم , برای خوش آمدن واشنگتن , از آنجا بادام ( انهم تقلبی )  سنگ پا , ... از امریکا وارد کردیم ...

نتیجه اش چه شد ؟ در بهبوحه جنگ ایران و عراق که امریکا مستقیم هواپیما, سکوهای نفتی ایران  را هدف قرار می داد , ولی جرات نکرد به نماینده ایران در سازمان ملل کوچکترین بی احترامی بکند ,

اما در دروان آقایان عاشق آن ور اقیانوس اطلس , برای اولین بار در تاریخ جهان ( نه در تاریخ ایران ) به نماینده یک کشور ویزای ورود به سازمان ملل را ندادند

سران شهوت ران و بی عرضه عربستان ( که اصلا داخل در آدمیزاد نیستند ) در کشورشان به دو نوجوان تجاوز می شود آب از اب تکان نمی خورد , این درحالی بود که قرار بود عزت به پاسپورت ایرانی برگردد
حدود 500 نفر در فاجعه منا کشته می شوند , صدایی از کسی در نمی آید , بطوری که اگر رهبری ورود نمی کرد , حتی جنازه هاشان را هم به دریا می انداختند به ایران نمی دادند 

در دورانی که وزیر خاجه مان  به قول داریوش سجادی ( اصلاح طلب خارج نشین ) که وقتی ظریف را با افرادی مثل کسینجر یا قوام السلطنه که خودشان در سیاست خارجی دارای شخصیت پیچیده و غیر قابل پیش بینی و دارای استراتژی خاصی بودند  می سنجد , می بیند تفاوت کار از کجاست تا به کجا !!!!
که آقای ظریف با آن خنده های ملیح نشان داد فقط دارای روابط عمومی خوبی بوده و زبان انگلیسی را خوب صحبت می کند که بیشتر به درد مدیریت یک مسافرخانه میخورد تا شخصی در طراز وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران

در مقابل این دیدگاه , دیدگاه مقاومت بود , که بنیانگذار آن خمینی کبیر بود , که فقط نمونه اش را عرض می کنم , هم زمان که امتیاز های نقد میدادیم و وعده های نسیه می گرفتیم , حدود 120 کشور جهان گفتند که بشار اسد باید برود , ( حال به حق یا نا حقش کاری نداریم ) ولی ایران به تنهایی گفت بشار باید بماند , حدود چهار سال پیش داعش تا 500 متری کاخ اسد رسید , بطوری که اسد اماده ترک کاخ بود دو نامه از ایران یکی به واسطه بین امریکا و ایران و دیگری به بشار اسد صادر شد , در نامه اولی بیان شد که در سوریه اگر نیروی خارجی وارد شود , ما کنار ننشسته و نگاه نمی کنیم , جواب گلوله را با گلوله می دهیم
در نامه خطاب به اسد هم آمده بود , محکم روی صندلی کاخت بنشین که پشت سرت هستیم .
نتیجه اش شد آزادی حلب که امریکا و اسرائیل قطر , ترکیه , عربستان , فرانسه , انگلستان و ... هر چه در چنته داشتند گذاشتند که این اتفاق نیفتد ولی افتاد

من در یک جایی صحبتی که شد گفتند حیف شد کس دیگر در انتخابات انتخاب نشد , گفتم با اینکه من به روحانی رای ندادم , ولی اگر زمان به عقب برگردد حتما به روحانی رای می دهم , چون اتفاق خیلی قشنگی افتاد , چون همه نتیجه دو دیدگاه را دیدند
نتیجه دیدگاه خنده و دلبستگی به یهود و نصاری : از دست دادن سرمایه های ملی و فرهنگی و انسانی

نتیجه دیدگاه مقاومت : پنجه در پنجه گردن کلفت های دنیا انداختن و همه را زمین زدن

سوال : به نظر شما کدام دیدگاه عزت را در پاسپورت ایرانی بالابرد ؟ عمو ظریف یا  دایی قاسم ؟

منبع : ندای اسمانیرمز پیروزی : هضم در جامعه جهانی یا مقاومت ؟
برچسب ها : دیدگاه ,نتیجه ,امریکا ,مقاومت ,پیمان ,بلکه ,نتیجه دیدگاه ,دیدگاه مقاومت ,پاسپورت ایرانی ,همزه یعنی ,جامعه جهانی

راه جلب محبت خدا

:: راه جلب محبت خدا

چه کنیم تا محبّ خدا بشویم

عن ابی عبدالله(ع):من احبّ ان یعلم ما له عندالله فلیعلم ما للّه عنده.[بحار، ج70، ص18].

طبق این نقل امام صادق می فرماید هر کسی می خواهد بداند که پیش خداوند چقدر دارای ارزش است , ببیند که خداوند  را در کارهایش چقدر در نظر دارد

از این حدیث شریف استفاده می شود که رابطه بین انسان و خداوند دو طرفه است که به میزانی که شخص خداوند را در کارهایش درنظر داشته باشد , عنایت و توجه خداوند هم به همان اندازه شاملش می شود

اینکه شخص دنبال کارهایش باشد اما خداوند را در کارهایش در نظر نداشته باشد , اما با این حال انتظار داشته باشد که مورد عنایت ویژه خداوند باشد انتظار بی جایی است

لذا روایتی از امیر المومنین علیه السلام هست که می فرماید : من أحب أن یعلم کیف منزلته عند الله فلینظر کیف منزلة الله عنده فإن کل من خیر له أمران أمر الدنیا و أمر الاخرة فاختار أمر الاخرة علی الدنیا فذلک الذی یحب الله و من اختار أمر الدنیا فذلک الذی لا منزلة لله عنده[جامع‏الاخبار، ص178].

یعنی : منزلت هر کسی نزد خداوند به همان میزان منزلت خداوند نزد آن شخص است و در ادامه حدیث حضرت یک ملاک ملموس تری بیان می دارد , به این بیان که اگر کسی در یک جایی مخیر شود که کار دنیایی را انجام دهد یا یا کار آخرتی را مثلا فرض کنید یک نفر راننده است که در طول روز کارش را انجام داده شب جمعه صدای دعای کمیل را می شنود , و در همان حال مسافری دربستی به پستش بخورد . حال این شخص که مخیر بین کسب پول بیشتر یا شرکت در دعا است .

طبق روایت اگر شخص امر آخرتی را انتخاب کند , این شخص دوست دار خداست و کسی که امر دنیایی را برگزیند , ارزش و قدر آنچنانی نزد خداوند ندارد .

راههای گوناگون دیگری برای جلب محبت الهی وجود دارد که معمولا در مضامین دعاها بسیار به آنها اشاره شده که انشاء الله در فرصتی دیگری به آنها خواهیم پرداخت .

منبع : ندای اسمانیراه جلب محبت خدا
برچسب ها : خداوند ,الله ,کارهایش ,الدنیا ,عنده ,فذلک الذی ,الدنیا فذلک ,داشته باشد

فرق ایمان با اعتقاد

:: فرق ایمان با اعتقاد

فرق ایمان واعتقاد درچیست؟

ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن"امنیت یافتن" است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب، یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق به چیزی یا کسی است که هر دو در معنا، مفهوم ایمنی در کار است. شخص با ایمان چنان دلگرمی و اطمینان دارد که هرگز در اعتقاد خویش شک و تردید نمی کند و به تعبیری از شک و تردید ایمن است.
در تعریف اسلامی فرق ایمان با اعتقاد یکی این است که ایمان مبتنی بر معرفت یعنی باور صادق موجه است ، ولی اعتقاد به هر باوری اعم از صادق و موجه و غیر آن می گویند. اما در تفکر غربی از این جهت فرف چندانی بین آنها نیست. تفاوت دیگر بین ایمان و اعتقاد عقد القلب و خضوع و تسلیم قلبی در ایمان است . اما اعتقاد صرف پذیرشذهنی و تسلیم ذهنی است هر چند در بردارنده تسلیم قلبی نباشد و فرق دیگر آن از حیث عمل است. ایمان تعلق قلبی ایست که ملازم عمل است ولی در اعتقاد اینگونه نیست.
به طور کلی مقام فکر و اندیشه و نظر و مقام عمل و سلوک رفتاری دو ساحت جداگانه و متمایز از یکدیگرند. مقام فکر و اندیشه و نظر در اعتقادات یک فرد تجلی پیدا می کند و مقام عمل و سلوک رفتاری در ایمان انسان ها ظهور دارد. مادامی که فکر و اندیشه و استدلال های عقلانی و عقلایی در قالب تصورات و تصدیقات و براهین عقلی باقی بماند و به دل و قلب انسان رسوخ نکند و تبدیل به باور قلبی نگردد مقام عمل و رفتار می تواند از آن منفک گردد ولی اگر براهین عقلی به باور قلبی و ایمان تبدیل گردد، عمل و سلوک رفتاری متناسب با آن، همراه و غیرقابل تفکیک از مباحث نظری خواهد آمد.

در این رابطه آیت الله شیخ مجتبی تهرانی در کتاب سلوک عاشورایی منزل سوم صفحه 27 به شایستگی حق مطلب را ادا کرده و چنین می فرمایند: ایمان عبارت از یک تعلق قلبی است. زهد «عدم تعلق» بود، اما ایمان «تعلق» و دلبستگی است. دلبستگی به چه؟ دلبستگی به خدا. هرکس دلبسته به خدا شد، او مؤمن است. در بحث ایمان، بین ایمان و اعتقاد فرق گذاشتم و آن فرق این است که در اصول اعتقادی که برهانی است، ممکن است شخص خودش هم براهینی اقامه کند، اما اثری روی دل خودش نگذاشته باشد. اینجا است که ایمان و اعتقاد با هم افتراق پیدا می کنند.

در خود آیات قرآن کریم هم می فرماید: «قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم» اعراب (به پیامبر(ص)) گفتند: ما به تو ایمان آوردیم. (به آنها) بگو شما ایمان نیاوردید و باید بگویید اسلام آوردیم زیرا هنوز ایمان در دلهای شما وارد نشده است. (حجرات-14). ایمان مربوط به بعد قلبی است، اما اعتقادات مربوط به بعد عقلی. اینها دو بعد وجودی در انسان است. یکی کار قلب است و دیگری کار عقل. اگر عقل من کار خودش را انجام داد و بازده آن روی قلبم اثر گذاشت و دلبستگی به محصول کار عقلی ام پیدا کردم، این می شود «ایمان» وگرنه اگر عقل استدلال هایش را هم بکند ولی هیچ اثری نداشته باشد، این شخص مؤمن نیست. عملا در عالم خارج هم می بینیم که چنین کسی برخلاف آنچه عقلش می گوید عمل می کند. از این گونه افراد بسیار داریم. البته بحث از احکام ظاهری را کنار بگذارید، چون من در اینجا فقه نمی گویم... بنابراین، ایمان امری است در ارتباط با اشرف ابعاد وجودی انسان که بعد قلبی او است. ایمان دلبستگی است، آن هم دلبستگی به خدا، وگرنه ممکن است کسی ایمان به «پول» داشته باشد! ایمان به پول هم نوعی دلبستگی است. به طور کلی ایمان، دلبستگی است. اما در اینجا منظورمان از «ایمان» دلبستگی به خداست. مؤمن هم که می گوییم مرادمان دلبسته خدا است، و این اختصاصی هم به اسلام ندارد.

 

منبع : ندای اسمانیفرق ایمان با اعتقاد
برچسب ها : ایمان ,اعتقاد ,دلبستگی ,قلبی ,مقام ,است، ,سلوک رفتاری ,باور قلبی ,براهین عقلی ,تسلیم قلبی ,تعلق قلبی

ادامه شرح حکمت 343 نهج البلاغه

:: ادامه شرح حکمت 343 نهج البلاغه

ادامه شرح حکمت 343 نهج البلاغه

وَ کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ وَ النَّاسُ مَنْقُوصُونَ مَدْخُولُونَ إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ سَائِلُهُمْ مُتَعَنِّتٌ وَ مُجِیبُهُمْ مُتَکَلِّفٌ یَکَادُ أَفْضَلُهُمْ رَأْیاً یَرُدُّهُ عَنْ فَضْلِ رَأْیِهِ الرِّضَى وَ السُّخْطُ وَ یَکَادُ أَصْلَبُهُمْ عُوداً تَنْکَؤُهُ اللَّحْظَةُ وَ تَسْتَحِیلُهُ الْکَلِمَةُ الْوَاحِدَةُ

حضرت در ادامه حکمت 343 از قول خداوند کریم در قران نقل می کند هر نفسی در گرو اعمال خویش است , اصولا رهن که امروزه به پول پیش پرداخت خانه اطلاق می شود , در زبان دین و احکام شرعی معنای دیگری دارد , رهن همان وثیقه است که شخص طلبکار در قبال پولی که از طلبکار , طلب دارد می گیرد , مثلا همان گونه که بانک ها برای پرداخت وام در قبال مبلغ وام وثیقه دریافت می کنند همان رهن است

با این مقدمه عرض می کنیم که از انجا که اعمالی که انسان در این دنیا انجام می دهد در آخرت بروز و ظهور می کند و از طرفی چون در آخرت نه مالی و نه پولی وجود دارد , لذا نفس و جان انسان در گرو اعمال اوست ,

لذا با توجه به اینکه روح انسان در همین دنیا هم در گرو اعمال اش می باشد , لذا انسانی که اهل گناه یا اهل لهو و لعب است  می بیند که حال دعا و نماز و عبادت ندارد , چرا ؟ چون جان این شخص آزاد نیست در گرو اعمال ناصالح است لذا باید با توبه جان خویش را آزاد کرد

« مَنْقُوصُونَ مَدْخُولُونَ إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ »

مردم عقلشان ناقص است مگر کسی که خداوند نگه اش دارد

متاسفانه سبک زندگی های ما طوری شده که عموم مردم سرگرم بازیچه دنیا شده اند , و از هدف خلقت که حیات معقول در این دنیا و رسیدن به کمال است دور مانده اند

ایا این که انسان یقین به این دارد که عمرش بیش از 60 الی 70 سال نیست و تازه هیچ کس هم یقین ندارد که آیا فردا زنده هست یا نه و آیا عمرش اصلا به پیری منتهی می شود یا نه ؟ ولی از این یقین خود دست بر می دارد و به گمان اینکه حالا هنوز خیلی فرصت دارد , مشغول به چند روز زندگی دنیا شده , آیا می شود گفت این انسان عاقل است ؟؟؟

منبع : ندای اسمانیادامه شرح حکمت 343 نهج البلاغه
برچسب ها : انسان ,اعمال ,یقین ,حکمت ,عَصَمَ اللَّهُ ,مَنْ عَصَمَ ,إِلَّا مَنْ ,مَدْخُولُونَ إِلَّا ,مَنْقُوصُونَ مَدْخُولُونَ ,مَنْ عَصَمَ اللَّهُ ,مَنْ

مشروبات الکلی ابزاری برای تسخیر شیطان

:: مشروبات الکلی ابزاری برای تسخیر شیطان

زمانی که خدا انسان را افرید به ملائکه خود امر کرد که بر او سجده کنند . همه سجده کردند مگر شیطان و به خاطر این نافرمانی از بهشت رانده شد از ان روز بود که دشمنی شیطان با انسان اغاز شد و شیطان تبدیل به دشمنی خونی انسان کشت و در همان ابتدا دشمنی خود را اشکار کرد و با فریب دادن ادم و حوا انها را از بهشت بیرون کرد

در ایه قران نیز به ان اشاره شده است

( فَأَزَلَّهُمَا اَلشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ وَ قُلْنَا اِهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی اَلْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ متاع الی حِینٍ‏ ) (1)

پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید ; و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد ; و فرمودیم : « فرود آیید ، شما دشمن همدیگرید ; و برای شما در زمین قرارگاه ، و تا چندی برخورداری خواهد بود . »

شیطان تبدیل به اساسی ترین دشمن انسان گشت . دشمنی که هم از لحاظ روحی و هم اعتقادی و هم جسمانی به انسان ضربه می زند و مایه افتخار اوست که انسان را به گناه بیندازد و اگر بتواند او را بیمار کن و یا بکشد به عهد دشمنی خود وفا کرده است .

شیطان در حقیقت از اجنه بود و ان ترسی که امروز در بین مردم از جن وجود دارد باید در مورد شیطان باشد , و گر نه اجنه ای که از شیاطین نباشند به ندرت می شد که به انسان ضربه بزنند و بیشترین ضربه به انسان را اجنه شیاطین می زنند چرا که قسم خورده اند هر گونه که توانسته اند انسان را به زمین بزنند و او را جهنمی کنند و حال شیطان برای گمراه کردن انسان افسارهایی دارد که ایه قران سه مورد از انها را بر می شمرد و می گوید این موارد از ابزارهای شیطان است .

( یَا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا اَلْخَمْرُ وَ اَلْمَیْسِرُ وَ اَلْأَنْصَابُ وَ اَلْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ اَلشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏ ) (2)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید ، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [ و ] از عمل شیطانند . پس ، از آنها دوری گزینید ، باشد که رستگار شوید .

در حقیقت شیطان با فریب های خود می خواهد انسان را تسخیر خود کند و مشروبات الکلی خیلی خوب می تواند انسان را از پا در اورد و تسخیر شیطان کند . اگر اندکی در فرد مست نگاه کنید تسخیر شدن او توسط شیطان را در می یابید .

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

یکی از پادشاهان بنی اسرائیل، مردی را ناگزیر کرد که به انتخاب و اختیار خویش باید یکی از این اعمال: شراب خواری، قتل، زنا، خوردن گوشت خوک را انجام دهد و گرنه او را خواهد کشت .

آن مرد شراب خواری را برگزید و چون مست شد، همه کارهای دیگر را نیز انجام داد. (3)

شاعر شعری بسیار زیبا در این زمینه سروده است .

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

 

گفتا که: «منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

 

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

 

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر را

 

لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

 

گفتا: «پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

 

لیکن چون به می دفع شر از خویش توان کرد

می نوشم و با وی بکنم چاره ی شر را»

 

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

 

ای کاش شود خشک بن تاک خداوند

زین مایه ی شر حفظ کند نوع بشر را (4)

هیچ دشمن فریب کاری سم را به طور علنی به خورد دشمن خود نمی دهد بلکه در یک نوشیدنی خنک و خوش رنگ ان را به دشمن خود می نوشاند . دشمن درجه یک انسان نیز سم تسخیر کننده خود را با هزار فریب و ترفند به خورد انسان می دهد تا او را به تباهی بکشد .به بهانه این که کم خوردن ان اشکال ندارد و ...

البته قبول است کم خوردن ان شاید این حالت را برای انسان به وجود نیاورد ؛ همان گونه که کم خوردن سم ضرر چندانی به جسم نمیزند , اما این مطلب هیچ گاه دلیل بر جواز خوردن مشروبات نیست , همان گونه که هیچ عاقلی مواد سمی را نمی خورد حتی اگر اندک باشد .

اما نکته این جا است که با خوردن حتی یک قطره از ان خودت را برای تسخیر شیطان و تسلط او بر خویش اماده کرده ای

امام رضا می فرمایند :

الْخَمْرُ یُورِثُ فَسَادَ الْقَلْبِ وَ یُسَوِّدُ الْأَسْنَانَ وَ یُبْخِرُ الْفَمَ وَ یُبَعِّدُ مِنَ اللَّهِ‏  وَ یُقَرِّبُ مِنْ سَخَطِهِ وَ هُوَ مِنْ‏ شَرَابِ‏ إِبْلِیسَ‏  (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام ؛ ص254 )

حدیث را بعدا مفصل توضیح خواهم داد اما جالب این جاست که حضرت می فرمایند خمر نوشیدنی ابلیس است .

ابلیس بلد است نوشیدنی مخصوص خود را چگونه به خورد بشر بدهد و او را تباه کند . او بعد از هزاران سال تجربه به کار خود مسلط شده است .

 

ادامه دارد .....

 

1-سوره بقره ایه 36

2-سوره مائده ایه 90

3-الغدیر ج 4 – ص 257

4-شاعر : ایرج میرزا

منبع : ندای اسمانیمشروبات الکلی ابزاری برای تسخیر شیطان
برچسب ها : انسان ,شیطان ,خوردن ,تسخیر ,دشمن ,دشمنی ,تسخیر شیطان ,همان گونه ,برای تسخیر ,مشروبات الکلی ,انسان ضربه ,برای تسخیر شیطان

عنوان اولین مطلب آزمایشی من

:: عنوان اولین مطلب آزمایشی من

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

منبع : ندای اسمانیعنوان اولین مطلب آزمایشی من
برچسب ها : مطلب آزمایشی ,اولین مطلب

توبه شراب خوار

:: توبه شراب خوار

نگارنده : محمد حسن قالبی

خداوند تبارک و تعالی هر چند هم که گناهان انسان سنگین باشد باز به او توجه می کند و دست او را می گیرد .

خدا از پدر و مادر هم به انسان مهربان تر است . مادری را تصور کنید که فرزندش دائما او را اذیت می کند و به او زخم زبان می زند و بعد ها در کار خلاف می افتد و به زندان می رود ، این مادر با این که می داند فرزندش خلاف کار است و هیچ خوبی به او نکرده است اما باز هم او را دوست دارد و برای او دعا می کند و دوست دارد که فرزندش خوب شود و به راه راست بیاید . این حال یک مادر است . اما محبت خدا به انسان چندین برابر از محبت مادر بالا تر است ، فلذا اگر بنده اش به راه خلاف بیفتد او دائما دوست دارد که بنده اش از این گناه بر گردد و به درگاه الاهی توبه کند .

روایت بسیار عجیبی است . وجود نازنین امام صادق می فرمایند :

لو یعلم المدبرون عنّی کیف انتظاری لهم و رفقی بهم و شوقی إلى ترک معاصیهم لماتوا شوقا إلیّ و تقطّعت أوصالهم من محبّتی (1)

اگر آنهایی که به من پشت کرده ‌اند می‌ دانستند که من چگونه منتظر و مشتاق آمدن آنها هستم، از این شوق جان می‌ دادند .

این روایت ها را فقط افرادی که طعم عشق را چشیده اند می توانند خوب درک کنند . باید عاشق شده باشی تا بفهمی اگر از دور عشق خود را ببینی چگونه قلبت به تپش در می اید ، اگر صدای او را بشنوی چه حالی به تو دست می دهد و اگر مدتی او را نبینی چه احساس دلتنگی به تو دست می دهد .

حال خدا می فرماید انهایی که گناه کرده اند و از در خانه من دور شده اند اگر بدانند من چگونه انتظار انها را می کشم و چه علاقه ای به انها دارم و چقدر دوست دارم که از ان گناهان دست برداشته و به سمت من بیایند از شوق می میرند .

اگر بدانی که خدا چقدر عاشق توست و منتظر امدنت از شوق و از عشق می مردی . خدای کریم این گونه عاشق ماست و منتظر امدن ما ، اما ما چگونه ؟

خدا در قران می فرماید :

إِنَّ اَللَّهَ یُحِبُّ اَلتَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ اَلْمُتَطَهِّرِینَ‏   (2)

خداوند توبه‏ کاران و پاکیزگان را دوست می‏دارد .

تواب یعنی کسی که خیلی توبه می کند . از دستش در می رود و گناهی انجام می دهد اما از رحت خدا نا امید نمی شود و توبه می کند و باز اگر دوباره به گناهی مبتلا شد باز بر می گردد و توبه می کند . خدا می گوید من این گونه افراد را دوست دارم که هیچ وقت از رحمت من نا امید نشوند و اگر مبتلا به گناه شدند باز برگردند .

شیطان در این مواقع به وسوسه انسان می پردازد و به او می گوید که کار تو دیگر تمام شده است و توبه تو دیگر پذیرفته نیست ، خدا دیگر تو را دوست ندارد و با این وسوسه ها انسان را از خدا دور می کند و به قعر جهنم می کشد .

داستانی است شنیدنی . نقل شده است روزی جوانی مست در گوچه ها در حال گذر کردن بود که ناگهان از دور چشمش به امام کاظم می افتد . عرق خجالت بر پیشانیش می نشیند و راه خود را کج می کند تا چشمش به چشم امامش در این حال نیفتد . اما امام کاظم او را از دور می بیند و به دنبال او به راه می افتد تا این که به او می رسید . فکر می کنید امام کاظم چه عکس العملی در مقابل او نشان می دهد ؟ ایا به او تندی کرد و یا او را توبیخ می نماید ؟ خیر . امام مظهر مهربانی خداست ، دستی بر شانه او گذاشت و به او گفت : ای جوان حتی در بد ترین حالت گناه هم که باشی از ما روی گردانی نکن .

یعنی ای جوان ان وقت که خوب هستی بسیار عالیست ، اما ان وقت که به گناه افتادی ان وقت بیشتر احتیاج به ما دارید و بیشتر در خانه ما بیایید و از ما کمک بگیرید.

حواسمان را جمع کنیم تا خدای نکرده بعد از انجام گناه ، به گناه بالاتری مبتلا نشویم ، چرا که نا امیدی از رحمت خدا یکی از بزرگ ترین گناهان الاهی است و شاید گناهش از خوردن مشروبات الکلی هم بالا تر باشد .

در مورد شراب خوری و می گساری هم روایات جالبی نقل شده است که هر انسان پاک سرشت را به تفکر وا می دارد که خدا منتظر است که من خوب شوم و من را وارد بهشت کند . خیلی بی انصافی است که با این حال باز از در خانه خدا دور شده و به سمت شیطان حرکت کنیم .

امام صادق می فرمایند :

مَنْ‏ تَرَکَ‏ الْخَمْرَ لِغَیْرِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُومِ‏  قَالَ قُلْتُ فَیَتْرُکُهُ لِغَیْرِ وَجْهِ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ صِیَانَةً لِنَفْسِهِ. (3)

هر که برای غیر خدا میگساری را رها کند خداوند او را از شراب خالص و مهر شده ( بهشت ) سیراب می کند .

راوی پرسید : برای غیر خدا ؟

حضرت فرمودند : اری ، به خدا قسم ، ( حتی اگر ) برای حفظ سلامتی خودش باشد .

پس اگر می خواهی هم دنیا و هم اخرتت را به دست بیاوی به توصیه های خدا گوش کن تا هیچ گونه ضرری نکنی.

 

 

 (1)المحجةالبیضاء/مرحوم فیض کاشانی/9/62/ (بیان معنى الشوق إلى الله عز و جل) .....ص:62

(2) سوره بقره ایه 222

(3) الکافی (ط - الإسلامیة) / ج‏6 / 430 / باب النوادر ..... ص : 428

منبع : ندای اسمانیتوبه شراب خوار
برچسب ها : دوست ,گناه ,امام ,انسان ,توبه ,مادر ,دوست دارد ,امام کاظم ,امام صادق ,دوست دارم

جریان شناسی روشن فکری غرب زده در ایران

:: جریان شناسی روشن فکری غرب زده در ایران

به نام خدا

جریان روشنفکری در ایران

طبق حدیث شریف از امام صادق علیه السلام که در کتاب کافی ج 1 ص 26 نقل شده که فرمودند : الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ.
یعنی شبهات به کسی که زمانه خود را بشناسد هجوم نمی‌آورد. بهتر دیدم قبل از ورود به بحث برای روشن شدن هر چه بهتر مطلب مقدماتی را عرض کنم :

 

1..از حدود اوایل قرن 18 میلادی که انقلاب  صنعتی در اروپا شکل گرفت , با پیشرفت صنعت در زمینه های کشاورزی , نساجی , کشتی سازی و ... حال و هوای جوامع غربی به کلی دگرگون شد , با اختراع ماشین بخار در اروپا و استفاده از موتور بخار در کشتی , قطار , صنایع و کارخانجات نساجی و ...
دیگر زمین های کوچک کشورهای اروپایی با توجه به سردی اب و هوای اروپا و م کفاف مواد خام مورد نیاز در امور صنعتی را نمی داد .
لذا کمبود مواد خام صنعتی مثل پنبه در نساجی مواد خام کشاورزی و دامی ... از یک طرف
دستیابی به فناوری های جدید مثل ساخت کشتی های مجهز به موتور بخار , کشورهای اروپایی را بر آن داشت که برای تهیه مایحتاج و تامین موارد مورد نیاز برای کارخانه هایشان و مشتری برای محصولاتشان از سرزمین های خود خارج و به طرف کشورهای آفریقایی و آسیایی گسیل داشت

2 . با توجه به مقدمه اول و سفرهای نظامی و تجاری کشورهای اروپایی به طرف کشورهای افریقایی و اسیایی , در حالی سران کشور های بلوک شرق بطور اعم و کشورهای اسلام به طور اخص در خواب خرگوشی فرو رفته بودند , باعث افزایش تجارب و پیشرفت کشورهای اروپایی در زمینهای دریانوردی , ریل , تجارت , مدیریت , بازرگانی شد

3 اروپایی که نه زمین چنانی برای کشاورزی و نه آب و هوایی مساعد برای کشاورزی مداوم داشت , به یک دفعه با انقلاب صنعتی و تلاش و کوشش مثال زدنی تمام دنیا را فتح کردند , بطوری ثروت در این کشور ها جمع شد که از روی خوشی بیش از حد و حس حسادت به هم دو جنگ جهانی را در این قاره به راه انداختند
سرزمین ایران تقریبا از زمان ناصر الدین شاه مورد نفوذ کشور انگلستان قرار گرفت اگر چه پرتقالیها قبلا آن هم بصورت جنگ فیزیکی تجاوزاتی به خاک ایران داشتند , اما نفوذ در و رفت آمد در دربار تقریبا از زمان ناصرالدین شاه و ارتباط مادر ناصرالدین شاه با کنسولگری انگلستان برای مقابله با اقدامات امیر کبیر صورت گرفت

4. در این میان با افزایش ارتباط میان شرق و غرب و رفت آمد تجار و بازرگانان اروپا به شرق و بالعکس , نا خود آگاه باعث سرایت فرهنگ ها های دو سرزمین به یکدیگر شد

5. رفت و آمدهایی از شرق به طور اعم و از ایران و کشورهای اسلام به طور اخص بیشتر برای کسب علوم غربی در زمینه های طب , صنعت و ... بود که این رفت آمدها و دیدن کشورهای سر سبز اروپایی با مردمانی سفید پوست و ساختمان ها و صنایع آنچنانی دل خیلی ها را برد ...

6. بعد از جنگ دوم جهانی و خروج اروپا از تلاطم و جنگ خود ساخته دوباره انها را به فکر تسلط بیشتر به کشورهای غربی  انداخت , در این میان نوع دیدگاه خواص به فرهنگ و جامعه غربی را می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد
الف )  گروهی که شیفته غرب شده و به یک معنا شیفته و شیدای غرب شدند از جمله این افراد می توان به احمد شاه آخرین شاه قاجار , مظفرالدین شاه , میرزا ملکم خان , تقی زاده , آخوند زاده ...

ب) گروهی روشنفکر : مثل سید جمال الدین , جلال آل احمد , شریعتی , از ایران , اقبال لاهوری  از پاکستان , گاندی از هند و ... که اینها غرب را دربست قبول نداشتند و پی به استعمار و چپاول غرب برده و فریاد بیدار باش می دادند که در اینجا به یک بیت از اقبال اکتفاء می کنم : یورپ ( اروپا) از شمشیر خود بسمل فتاد - زیر گردون رسم لادینی نهاد

ج ) گروه سوم روحانیون روشنی بودند که علما و عملا وارد گود شده با استبداد و استعمار به مبارزه پرداختند , از جمله این افراد می توان به شیخ محمد علی , سید حسن مدرس , شیخ فضل الله نوری , میرزای شیرازی اشاره کرد

با ذکر این مقدمات عرض می کنم که گروه اول از موقعی که نطفه اش شکل گرفت تا امروز نه تنها از بین نرفته بلکه بعد از انقلاب غلیظ تر نیز شده اند , اگر تقی زاده یک طلبه بود و چنان روشنفکر غرب زده شد که قائل بود تنها نسخه پیشرفت فرنگی شدن از نوک انگشت تا فرق سر است , تا الان که عده ای روشنفکر دانشگاهی و به ظاهر حوزوی که شیفته تر از تقی زاده به غرب هستند ...


غرب زدگی . روشن فکری . استبداد . استعمار

ادامه دارد ....

 

 

 

 

 

 

 

منبع : ندای اسمانیجریان شناسی روشن فکری غرب زده در ایران
برچسب ها : کشورهای ,اروپا ,اروپایی ,صنعتی ,زاده ,کشاورزی ,کشورهای اروپایی ,روشن فکری ,برای کشاورزی ,مورد نیاز ,موتور بخار

تفاوت های تربیتی دختر و پسر 1

:: تفاوت های تربیتی دختر و پسر 1

نگارنده : محمد حسن قالبی

یکی از نکاتی که در تربیت از اهمیت ویژه ای بر خوردار است این است که باید دختر ها را دختر تربیت کرد و پسر ها را پسر .

انچه اسلام از ما می خواهد نه زن سالاری است و نه مرد سالاری بلکه هر کس باید در جایگاه خودش قرار بگیرد و تربیت شود .ان چیزی که در نظام خانواده مطرح است این است که پسر ها را باید برای کار در بیرون خانه و مدیریت خانواده تربیت کرد و دختر ها را برای ایفای نقش مادری و مدیریت خانه . یکی از مشکلاتی که بعد ها ممکن است دامن گیر فرزندانمان شود این است که دختر ما پسرانه تربیت شود و پسر ما دخترانه . فلذاست که گفته میشود جنسیت نیاز به پرورش دارد و تربیت هم یعنی شکوفائی استعداد های بالقوه . یعنی برای ایجاد تربیت مناسب در فرزندانمان باید ویژگی های مثبت پسر و یا دختر را بشناسیم و ان ها را در فرزند خود احیاء و تقویت نمائیم .

شاید بشود گفت که صد ها تفاوت روحی بین دختر و پسر وجود دارد که انها را برای تربیت متمایز می کند .

اگر بخواهیم روحیات زنانه و مردانه در هر جنسیت به طور صحیح و کافی وجود داشته باشد بهترین دوران برای پرورش ان دوران کودکی است .

بسیاری از مشکلات خانواده ها به خاطر همین است که مثلا زن روحیه زنانه ندارد . در این حالت هم شوهرش اسیب می بیند و نیاز هایش تامین نمی شود و هم این که این زن نمی تواند به خوبی نقش مادری را برای فرزندانش ایفا کند . مرد هم به همن صورت است ، نه می تواند شوهر خوبی برای همسرش باشد و نه این که پدر خوبی برای فرزندانش بشود .

حال سوال اینجاست که چگونه باید فرزندمان را صحیح تربیت کنیم ؟

اولین قدم این است که ویژگی های دختر و پسر را دقیق بشناسیم .

ما در هر نوشتار به چند مورد از این ویژکی های متفاوت می پردازیم .

1-دختر ها در کار های خود ظرافت کاری زیادی دارند اما بلعکس پسر ها ظرافت رفتاری ندارند .

فلذا باید در بازی های بچه ها توجه کنیم . دختر ها باید بازی هایشان همراه با ظرافت باشد و بلعکس بازی پسر ها بدون ظرافت باید انتخاب شود. هنگامی که در روایات از ورزش های مردانه و پسرانه صحبت می شود توصیه می شود که به پسر ها اسب سواری و تیر اندازی اموزش داده شود .

چون بازی های بچه ها روحیه و شخصیت انها را تشکیل می دهد فلذا بسیار مهم است که فرزند ما به چه بازی مشغول می شود . این است که می بینید معمولا دختر ها دوست دارند عروسک به دست بگیرند و ان را بخوابانند و به همه بگوید سکوت کنید تا عروسکم بخوابد ، بعد بروند و اشپزی کنند تا هنگامی که عروسکشان بیدار شد به او غذا بدهد . اما بر خلاف این روحیه پسر دوست دارد بدود ، شلوغ کند ، بپرد و .... و هیچ ظرافتی در کار او وجود ندارد .

این روحیه به طور کلی در فرزندان وجود دارد اما گاهی عوامل محیطی باعث می شود که پسر و یا دختر این روحیه را از دست بدهد و روحیه مخالف پیدا کند . این پدر و مادر هستند که باید مراقبت کنند و نگذارند که روحیه مورد نیاز فرزندشان از انها سلب شود .

ادامه دارد .....

منبع : ندای اسمانیتفاوت های تربیتی دختر و پسر 1
برچسب ها : دختر ,تربیت ,روحیه ,بازی ,ظرافت ,وجود ,خوبی برای ,برای فرزندانش ,وجود دارد

اصول کلی تربیت دینی

:: اصول کلی تربیت دینی

نگارنده : محمد حسن قالبی

معمولا خانواده ها به مباحث تربیتی به عنوان یک مسائل دست و پا افتاده نگاه می کنند و به ان به عنوان یک امر جدی و ضروری توجه نمی کنند . فلذاست که وقتی برای اموزش این مسائل نمی گذارند .

فرزند های ما برای این که تربیت دینی داشته باشند اولا باید انها را در تراز یک حکومت جهانی تربیت کرد .

برای این که بچه های ما در تراز حکومت جهانی امام زمان قرار بگیرند باید یک معیار هایی را در تربیت فرزندان رعایت کنیم . چرا که انسان هایی که در کنار های امام زمان قرار می گیرند انسان هایی هستند با ویژگی های جهانی .

حال سوال این جاست که چکار باید کرد که فرزند ما این گونه تربیت شود ؟

برای این که فرزندان ما بتوانند به این سطح برسند باید مهارت های فراوانی در انها رشد کند . از جمله رشد اخلاقی ، رشد اعتقادی ، بالا رفتن شناخت نسبت به خدا و اهل بیت ، تفویت ایمان ، صبور بودن ، شجاع بودن ، اهل تحصیل علم بودن و ...

 در بحث حاظر ما به مهم ترین این مسائل می پردازیم .

1- فرزند همیشه مال حلال خورده باشد . لقمه حلال مساوی با تربیت فرزندان نیست بلکه فتط ظرف تربیتی فرزندمان را اماده می کند و انها را تربیت پذیر می نماید .

بسیار عجیب است هنگامی که امام حسین رو به لشکر عمر سعد می کند به انها می گوید : ( ملئت بطونکم من الحرام ) یعنی به خاطر این که شکم های شما از حرام پر شده دیگر تربیت پذیر نیستید . اگر ظرف نجس باشد حتی اگر در ان کلاب ناب هم ریخته شود ، باز هم نجس و الوده است . لقمه حلال فرزند را حق پذیر می کند .

2- مادر باید این لقمه حلال پدر را نورانی کند . مثلا مادر با وضو به فرزندش شیر بدهد . ویا این که با وضو غذا بپزد و یا در هنگام غذا پختن ذکر بگوید .

مثلا شیخ انصاری که کتاب های او صد ها سال از کتاب های مهم حوزه های علمیه محسوب می شود ، هنگامی که از مادرش سوال می کنند که چکار کردید که فرزندتان به اینجا رسید یکی از مسائلی که مطرح می کند این است که من شیر بی وضو به او نداده ام .

و یا حافظ قران محمد حسن طباطبائی که در دوران کودکی حافظ قران شد و هر سوالی که از او می پرسیدند با قران جواب می داد ، هنگامی که از مادرش سوال می کنند چکار کردید که فرزندتان این گونه تربیت شده است ؟ می گفت : هرگز بدون وضو به او شیر نداده ام .

3-بچه ها بر اساس ان چیزی که می بینند تربیت می شوند . اگر بچه ها کار های خوب و انسان های خوب را نبینند خوب تربیت نمی شوند .

امام صادق علیه السلم می فرمایند :

کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ‏ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَةٌ. (1)

بدون زبان مردم را به سوی خدا دعوت کنید .

فرزندان بر اساس دیده ها تربیت می شوند . فلذا تمام تلاش ما باید این باشد که انها را در محیط های سالم و معنوی ببریم که رفتار های سالم و پاک ببینند و همان گونه تربیت شوند . و بلعکس اگر فرزندمان را جاهای غیر مذهبی ببریم ، همان گونه تربیت می شوند . همه می دانید ؛ اگر بچه در مسجد بیاید شروع به نماز خواندن و بوسیدن مهر و چادر پوشیدن می کند ولی اگر همان بچه را بعد از چند ساعت به عرسی نا پاک ببرید شروع به رقصیدن و ترانه خواندون و .... می کند . به خاطر همین است که می گویند بچه هر چه را که ببیند همان است . و این وظیفه والدین است که محیط سالم را برای بچه فراهم کند تا او سالم تربیت شود .

4-بچه ها بر اساس انچه می شنوند تربیت می شوند .

اگر در خانه خدای نکرده یک حرف تند همراه با توهین به بچه زده شود بسیار اثرات نا خشایندی روی او می گذارد . تکرار گفتار های نا مناسب در منزل ممکن است فرزند را تبدیل به یک فرد عصبی کند و یا این که او برای همیشه تبدیل به یک فرد گوشه گیر و افسرده شود و یا اعتماد به نفس خود را کاملا از دست بدهد . همه این ها بستگی به رفتار ها و گفتار های پدر و مادر در خانه دارد .

بسیار باید دقت داشته باشیم که چگونه با فرزنمان صحبت می کنیم و بدانیم که تک تک کلمات ما در تربیت و شکل گیری شخصیت فرزندمان اثر گذار است .

5-بچه های ما بر اساس انچه که می گویند تربیت می شوند .

در حدیثی که منتسب به امیر المومنین علی علیه السلم است ، حضرت می فرمایند : مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود .

کاهی دیده می شود که وقتی فرزند یک حرف نا مناسبی می زند و یا کار نا مناسبی انجام می دهد ، از طرف اطرافیان تشویق می شود و یا به او لبخند می زنند . همین لبخند ها و تشویق ها باعث می شود که او هم این صحبت ها را ادامه دهد و در نتیجه شخصیتش نیز همان گونه شکل بگیرد .

بسار فرق است بین بچه ای که قران می خواند و به خاطر ان تشویق می شود با بچه ای که ترانه می خواند و به خاطر ان تشویق می شود . هر کدام دارند شخصیت یک عمر خود را در این دوران کودکی تشکیل می دهند .

 

(1) الکافی (ط - الإسلامیة) / ج‏2 / 78 / باب الورع ..... ص : 76

منبع : ندای اسمانیاصول کلی تربیت دینی
برچسب ها : تربیت ,شوند ,فرزند ,گونه ,انها ,قران ,گونه تربیت ,همان گونه ,لقمه حلال ,دوران کودکی ,حافظ قران

چکار کنیم دندانمان خراب نشود ؟

:: چکار کنیم دندانمان خراب نشود ؟

نگارنده : محمد حسن قالبی

اسلام یک دین همه جانبه است که از جزئی ترین مباحث فردی تا مباحث کلان حکومتی را به وضوح و با بیان جزئیات بیان نموده است . یکی از ان مباحث توجه زیاد این دین به بحث دهان و دندان می باشد .

در این زمینه پیامبر اسلام می فرمایند :

مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینِی‏ بِالسِّوَاکِ‏ حَتَّى خِفْتُ عَلَى سِنِّی‏   (1)

جبرائیل دائما مرا به مسواک زدن توصیه می کرد تا جائی که ترسیدم دندانم از بین برود .

فلذا اسلام دستوراتی داده است که مانع از پوسیدن دندان مسلمین شود ، که در زیل به چند مورد از انها اشاره خواهیم کرد .

1-روزانه دو بار مسواک زده شود

حضرت علی از پیامبر اسلام نقل می کنند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند :

مَنِ‏ اسْتَاکَ‏ کُلَ‏ یَوْمٍ‏ مَرَّتَیْنِ ..... یَذْهَبُ أَوْجَاعُ أَضْرَاسِهِ وَ یُدْفَعُ عَنْهُ السُّقْمُ   (2)

هر کس که در روز دو مرتبه مسواک بزند درد دندان از او دور شده و دچار خرابی دندان نمی شود .

2-بعد از غذا خوردن دندان ها خلال شوند

روایات زیادی وجود دارد که در انها تاکید فراوانی به خلال زدن بعد از هر غذا شده است

تَخَلَّلُوا عَلَى‏ أَثَرِ الطَّعَامِ‏ فَإِنَّهُ مَصَحَّةٌ لِلْفَمِ وَ النَّوَاجِذ   (3)

بعد از غذا خوردن بلا فاصله دندان ها را خلال بکنید چرا که این کار به صلاح دهان و دندان است .

3-قبل از خوردن شیرینی جات یک تکه نان خورده شود

توصیه ای بسیار ساده و مفید که تا کنون دندان پزشک ها ان را به عنوان یک راه کار بیان نکرده اند اما وجود نازنین امام رضا چه زیبا می فرمایند :

و من‏ أراد أن‏ لا تفسد أسنانه‏ فلا یأکل حلوا الا بعد کسرة خبز.   (4)

هر کس می خواهد که دندان هایش فاسد نشود شیرینی نخورد مگر بعد از خوردن یک تکه نان ( چرا که خوردن نان موجب می گردد که تکه های نان فضا های خالی بین دندان ها را پر کرده و با خوردن شیرینی ، جایی برای نفوذ ان بین دندان ها وجود نداشته باشد و شیرینی موجب نگردد که دندان ها فاسد شوند .)

4-در هنگام خوابیدن دهان باز باشد

مَرَّ أَخِی عِیسَى ع بِمَدِینَةٍ وَ إِذَا أَهْلُهَا أَسْنَانُهُمْ‏ مُنْتَثِرَةٌ وَ وُجُوهُهُمْ مُنْتَفِخَةٌ فَشَکَوْا إِلَیْهِ فَقَالَ أَنْتُمْ إِذَا نِمْتُمْ تُطْبِقُونَ أَفْوَاهَکُمْ فَتَغْلِی الرِّیحُ فِی الصُّدُورِ حَتَّى تَبْلُغَ إِلَى الْفَمِ فَلَا یَکُونُ لَهَا مَخْرَجٌ فَتُرَدُّ إِلَى أُصُولِ الْأَسْنَانِ فَیَفْسُدُ الْوَجْهُ فَإِذَا نِمْتُمْ فَافْتَحُوا شِفَاهَکُمْ وَ صَیِّرُوهُ لَکُمْ خُلُقاً فَفَعَلُوا فَذَهَبَ ذَلِکَ عَنْهُم‏   (5)

پیامبر اسلام می فرمایند : برادرم عیسی به شهری گذر کرد . در ان جا دید مردم ان سرزمین دندان های خرابی دارند .... انها به عیسی از خرابی دندان هایشان شکایت کردند ، حضرت عیسی به انها گفت : شما هنگامی که می خوابید دهانتان را کاملا می بندید ، ای کار باعث می شود که گاز هایی ( ریح ) در معده به جوشش در بیایند و از معده وارد دهان شوند و به دندان ها برسند و چون راهی برای خارج شدن انها وجود ندارد به دندان ها اسیب برسانند ..... پس هر گاه خواستید بخوابید دهان های خود را باز بگذارید و این کار را برای خود یک عادت قرار دهید . ان دیار نیز این کار را انجام دادند و خرابی دندان از انها دور شد .

5- مسواک بیش از حد هم سبب خرابی دندان می شود .

مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینِی‏ بِالسِّوَاکِ‏ حَتَّى خِفْتُ عَلَى سِنِّی‏   (6)

جبرائیل دائما مرا به مسواک زدن توصیه می کرد تا جائی که ترسیدم دندانم از بین برود ( مینای دندان از بین برود و دندان خراب شود )

مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینِی بِالسِّوَاکِ حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أَدْرَدَ أَوْ أُحْفَى‏   (7)

جرائیل دائما مرا به مسواک زدن توصیه می کرد تا جائی که ترسیدم دندانم بریزد و یا خورده شود .

پس در این روایات زیاد مسواک زدن سبب خرابی دندان و در نتیجه ریختن ان می شود . این همان چیزی است که پزشکان ما امروزه از ان تعبیر به از بین رفتن مینای دندان و خرابی ان می کنند .

6-در حمام مسواک زده نشود

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

وَ إِیَّاکَ وَ السِّوَاکَ‏ فِی‏ الْحَمَّامِ‏ فَإِنَّهُ یُورِثُ الْوَبَاءَ فِی الْأَسْنَان‏  (8)

از مسواک زدن در حمام بپرهیز چرا که موجب وباء دندان می شود ( همان گونه که وقتی وبا در یک شهری وارد شود انسان ها یکی پس از دیگری می افتند و تلف می شوند در دندان نیز همین اتفاق می افتد و یک یک دندان ها می افتد و از بین می رود .)

7-در دستشوئی مسواک زده نشود

السِّوَاکُ‏ فِی‏ الْخَلَاءِ یُورِثُ الْبَخَرَ.  (9)

مسواک زدن در دستشوئی سبب بد بوئی دهان می گردد.

متاسفانه امروز با توجه به بالا رفتن نسبی سطح بهداشت و نظافت مردم جای تعجب است که چرا اگثر افراد مسواک های خود را در الوده ترین جای خانه یعنی دستشوئی نگه می دارند و بعد هم در همان جا مسواک می زنند و دوباره مسواک را سر جای خود می گذارند .

8-خوردن غذای گرم بعد از غذای سرد و بلعکس

9-خوردن اب سرد بعد از خوردن شیرینی جات

وَ شُرْبُ‏ الْمَاءِ الْبَارِدِ عَقِیبَ‏ الشَّیْ‏ءِ الْحَارِّ أَوِ الْحَلَاوَةِ یَذْهَبُ بِالْأَسْنَان‏   (10)

خوردن اب سرد بعد از چیز گرم و یا بعد از شیرینی باعث فساد دندان ها می گردد.

10-جمع کردن بین تخم مرغ و ماهی

وَ احْذَرْ .... أَنْ تَجْمَعَ‏ بَیْنَ‏ الْبَیْضِ‏ وَ السَّمَکِ فِی الْمَعِدَةِ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ فَإِنَّهُمَا مَتَى اجْتَمَعَا فِی جَوْفِ الْإِنْسَانِ وُلِّدَ عَلَیْهِ النِّقْرِسُ وَ الْقُولَنْجُ وَ الْبَوَاسِیرُ وَ وَجَعُ الْأَضْرَاس‏  (11)

امام رضا علیه السلام می فرمایند : از این که در معده تو همزمان تخم مرغ و ماهی جمع شود بپرهیز ، چرا که هر وقت این دو در معده جمع شوند موجب می شود که درد هایی مثل درد مفاصل ، قولنج ، بواسیر ، و دندان درد از انها زائیده شود .

متاسفانه بعضا برای درست کردن ماهی سوخاری از تخم مرغ استفاده می شود که این بسیار بد است و سبب ایجاد مریضی های متعددی می گردد.

 

(1)المحاسن / ج‏2 / 560 / 123 باب الخلال و السواک ..... ص : 558

(2) جامع الأخبار(للشعیری) / ص 58 / الفصل السابع و العشرون فی السواک

(3) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏63 / 436 / باب 23 الخلال و آدابه و أنواع ما یتخلل به ..... ص : 436

(4) سفینة البحار / ج‏4 / 309 / الأسنان و ما یتعلق بها ..... ص : 309

(5) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏14 / 321 / باب 21 مواعظه و حکمه و ما أوحی إلیه صلوات الله على نبینا و آله و علیه ..... ص : 283

(6) المحاسن / ج‏2 / 560 / 123 باب الخلال و السواک ..... ص : 558

(7) المحاسن / ج‏2 / 560 / 123 باب الخلال و السواک ..... ص : 558

(8) وسائل الشیعة / ج‏2 / 26 / 11 - باب کراهة السواک فی الحمام و فی الخلاء ..... ص : 25

(9) وسائل الشیعة / ج‏1 / 337 / 21 - باب کراهة السواک فی الخلاء ..... ص : 337

(10) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏16 / 458 / 112 - باب نوادر ما یتعلق بأبواب الأطعمة المباحة ..... ص : 455

(11) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏59 / 321 / باب 90 آخر فی الرسالة المذهبة المعروفة بالذهبیة ..... ص : 305

 

منبع : ندای اسمانیچکار کنیم دندانمان خراب نشود ؟
برچسب ها : دندان ,مسواک ,خوردن ,انها ,خرابی ,شیرینی ,خرابی دندان ,خوردن شیرینی ,ترسیدم دندانم ,پیامبر اسلام ,بحار الأنوار ,حَتَّى خِفْتُ عَلَى ,خِفْتُ عَل

چکار کنیم دندانمان خراب نشود ؟

:: چکار کنیم دندانمان خراب نشود ؟

نگارنده : محمد حسن قالبی

اسلام یک دین همه جانبه است که از جزئی ترین مباحث فردی تا مباحث کلان حکومتی را به وضوح و با بیان جزئیات بیان نموده است . یکی از ان مباحث توجه زیاد این دین به بحث دهان و دندان می باشد .

در این زمینه پیامبر اسلام می فرمایند :

مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینِی‏ بِالسِّوَاکِ‏ حَتَّى خِفْتُ عَلَى سِنِّی‏   (1)

جبرائیل دائما مرا به مسواک زدن توصیه می کرد تا جائی که ترسیدم دندانم از بین برود .

فلذا اسلام دستوراتی داده است که مانع از پوسیدن دندان مسلمین شود ، که در زیل به چند مورد از انها اشاره خواهیم کرد .

1-روزانه دو بار مسواک زده شود

حضرت علی از پیامبر اسلام نقل می کنند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند :

مَنِ‏ اسْتَاکَ‏ کُلَ‏ یَوْمٍ‏ مَرَّتَیْنِ ..... یَذْهَبُ أَوْجَاعُ أَضْرَاسِهِ وَ یُدْفَعُ عَنْهُ السُّقْمُ   (2)

هر کس که در روز دو مرتبه مسواک بزند درد دندان از او دور شده و دچار خرابی دندان نمی شود .

2-بعد از غذا خوردن دندان ها خلال شوند

روایات زیادی وجود دارد که در انها تاکید فراوانی به خلال زدن بعد از هر غذا شده است

تَخَلَّلُوا عَلَى‏ أَثَرِ الطَّعَامِ‏ فَإِنَّهُ مَصَحَّةٌ لِلْفَمِ وَ النَّوَاجِذ   (3)

بعد از غذا خوردن بلا فاصله دندان ها را خلال بکنید چرا که این کار به صلاح دهان و دندان است .

3-قبل از خوردن شیرینی جات یک تکه نان خورده شود

توصیه ای بسیار ساده و مفید که تا کنون دندان پزشک ها ان را به عنوان یک راه کار بیان نکرده اند اما وجود نازنین امام رضا چه زیبا می فرمایند :

و من‏ أراد أن‏ لا تفسد أسنانه‏ فلا یأکل حلوا الا بعد کسرة خبز.   (4)

هر کس می خواهد که دندان هایش فاسد نشود شیرینی نخورد مگر بعد از خوردن یک تکه نان ( چرا که خوردن نان موجب می گردد که تکه های نان فضا های خالی بین دندان ها را پر کرده و با خوردن شیرینی ، جایی برای نفوذ ان بین دندان ها وجود نداشته باشد و شیرینی موجب نگردد که دندان ها فاسد شوند .)

4-در هنگام خوابیدن دهان باز باشد

مَرَّ أَخِی عِیسَى ع بِمَدِینَةٍ وَ إِذَا أَهْلُهَا أَسْنَانُهُمْ‏ مُنْتَثِرَةٌ وَ وُجُوهُهُمْ مُنْتَفِخَةٌ فَشَکَوْا إِلَیْهِ فَقَالَ أَنْتُمْ إِذَا نِمْتُمْ تُطْبِقُونَ أَفْوَاهَکُمْ فَتَغْلِی الرِّیحُ فِی الصُّدُورِ حَتَّى تَبْلُغَ إِلَى الْفَمِ فَلَا یَکُونُ لَهَا مَخْرَجٌ فَتُرَدُّ إِلَى أُصُولِ الْأَسْنَانِ فَیَفْسُدُ الْوَجْهُ فَإِذَا نِمْتُمْ فَافْتَحُوا شِفَاهَکُمْ وَ صَیِّرُوهُ لَکُمْ خُلُقاً فَفَعَلُوا فَذَهَبَ ذَلِکَ عَنْهُم‏   (5)

پیامبر اسلام می فرمایند : برادرم عیسی به شهری گذر کرد . در ان جا دید مردم ان سرزمین دندان های خرابی دارند .... انها به عیسی از خرابی دندان هایشان شکایت کردند ، حضرت عیسی به انها گفت : شما هنگامی که می خوابید دهانتان را کاملا می بندید ، ای کار باعث می شود که گاز هایی ( ریح ) در معده به جوشش در بیایند و از معده وارد دهان شوند و به دندان ها برسند و چون راهی برای خارج شدن انها وجود ندارد به دندان ها اسیب برسانند ..... پس هر گاه خواستید بخوابید دهان های خود را باز بگذارید و این کار را برای خود یک عادت قرار دهید . ان دیار نیز این کار را انجام دادند و خرابی دندان از انها دور شد .

5- مسواک بیش از حد هم سبب خرابی دندان می شود .

مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینِی‏ بِالسِّوَاکِ‏ حَتَّى خِفْتُ عَلَى سِنِّی‏   (6)

جبرائیل دائما مرا به مسواک زدن توصیه می کرد تا جائی که ترسیدم دندانم از بین برود ( مینای دندان از بین برود و دندان خراب شود )

مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینِی بِالسِّوَاکِ حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أَدْرَدَ أَوْ أُحْفَى‏   (7)

جرائیل دائما مرا به مسواک زدن توصیه می کرد تا جائی که ترسیدم دندانم بریزد و یا خورده شود .

پس در این روایات زیاد مسواک زدن سبب خرابی دندان و در نتیجه ریختن ان می شود . این همان چیزی است که پزشکان ما امروزه از ان تعبیر به از بین رفتن مینای دندان و خرابی ان می کنند .

6-در حمام مسواک زده نشود

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

وَ إِیَّاکَ وَ السِّوَاکَ‏ فِی‏ الْحَمَّامِ‏ فَإِنَّهُ یُورِثُ الْوَبَاءَ فِی الْأَسْنَان‏  (8)

از مسواک زدن در حمام بپرهیز چرا که موجب وباء دندان می شود ( همان گونه که وقتی وبا در یک شهری وارد شود انسان ها یکی پس از دیگری می افتند و تلف می شوند در دندان نیز همین اتفاق می افتد و یک یک دندان ها می افتد و از بین می رود .)

7-در دستشوئی مسواک زده نشود

السِّوَاکُ‏ فِی‏ الْخَلَاءِ یُورِثُ الْبَخَرَ.  (9)

مسواک زدن در دستشوئی سبب بد بوئی دهان می گردد.

متاسفانه امروز با توجه به بالا رفتن نسبی سطح بهداشت و نظافت مردم جای تعجب است که چرا اگثر افراد مسواک های خود را در الوده ترین جای خانه یعنی دستشوئی نگه می دارند و بعد هم در همان جا مسواک می زنند و دوباره مسواک را سر جای خود می گذارند .

8-خوردن غذای گرم بعد از غذای سرد و بلعکس

9-خوردن اب سرد بعد از خوردن شیرینی جات

وَ شُرْبُ‏ الْمَاءِ الْبَارِدِ عَقِیبَ‏ الشَّیْ‏ءِ الْحَارِّ أَوِ الْحَلَاوَةِ یَذْهَبُ بِالْأَسْنَان‏   (10)

خوردن اب سرد بعد از چیز گرم و یا بعد از شیرینی باعث فساد دندان ها می گردد.

10-جمع کردن بین تخم مرغ و ماهی

وَ احْذَرْ .... أَنْ تَجْمَعَ‏ بَیْنَ‏ الْبَیْضِ‏ وَ السَّمَکِ فِی الْمَعِدَةِ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ فَإِنَّهُمَا مَتَى اجْتَمَعَا فِی جَوْفِ الْإِنْسَانِ وُلِّدَ عَلَیْهِ النِّقْرِسُ وَ الْقُولَنْجُ وَ الْبَوَاسِیرُ وَ وَجَعُ الْأَضْرَاس‏  (11)

امام رضا علیه السلام می فرمایند : از این که در معده تو همزمان تخم مرغ و ماهی جمع شود بپرهیز ، چرا که هر وقت این دو در معده جمع شوند موجب می شود که درد هایی مثل درد مفاصل ، قولنج ، بواسیر ، و دندان درد از انها زائیده شود .

متاسفانه بعضا برای درست کردن ماهی سوخاری از تخم مرغ استفاده می شود که این بسیار بد است و سبب ایجاد مریضی های متعددی می گردد.

 

(1)المحاسن / ج‏2 / 560 / 123 باب الخلال و السواک ..... ص : 558

(2) جامع الأخبار(للشعیری) / ص 58 / الفصل السابع و العشرون فی السواک

(3) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏63 / 436 / باب 23 الخلال و آدابه و أنواع ما یتخلل به ..... ص : 436

(4) سفینة البحار / ج‏4 / 309 / الأسنان و ما یتعلق بها ..... ص : 309

(5) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏14 / 321 / باب 21 مواعظه و حکمه و ما أوحی إلیه صلوات الله على نبینا و آله و علیه ..... ص : 283

(6) المحاسن / ج‏2 / 560 / 123 باب الخلال و السواک ..... ص : 558

(7) المحاسن / ج‏2 / 560 / 123 باب الخلال و السواک ..... ص : 558

(8) وسائل الشیعة / ج‏2 / 26 / 11 - باب کراهة السواک فی الحمام و فی الخلاء ..... ص : 25

(9) وسائل الشیعة / ج‏1 / 337 / 21 - باب کراهة السواک فی الخلاء ..... ص : 337

(10) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏16 / 458 / 112 - باب نوادر ما یتعلق بأبواب الأطعمة المباحة ..... ص : 455

(11) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏59 / 321 / باب 90 آخر فی الرسالة المذهبة المعروفة بالذهبیة ..... ص : 305

 

منبع : ندای اسمانیچکار کنیم دندانمان خراب نشود ؟
برچسب ها : دندان ,مسواک ,خوردن ,انها ,خرابی ,شیرینی ,خرابی دندان ,خوردن شیرینی ,ترسیدم دندانم ,پیامبر اسلام ,بحار الأنوار ,حَتَّى خِفْتُ عَلَى ,خِفْتُ عَل

دیدگاه و برنامه یهود برای جامعه بشری

:: دیدگاه و برنامه یهود برای جامعه بشری

دیدگاه و برنامه یهود برای جامعه بشری
بیان شد بخاطر دوران خفقان قرون وسطی , از یک طرف و دستیابی غرب به صنعت و فناوری های جدید , از طرف دیگر همه بدبختی ها و عقب ماندگی ها را بر گرده دین انداخت , و این همان اشتباه استراتژیک غرب بود , زیرا نبود دین ولو دین منحرف دارای تبعاتی بود که غرب با تمام وجود آن را لمس کرد و با تبعات آن هم چند سال است که دست و پنجه نرم می کند
از جمله اعتقاد به اومانیسم ( انسان محوری ) یعنی محور زندگی بشر بر مبنای خواست های انسانی تعریف شد , که البته چون دنیا مکانی محدود است و بخاطر تزاحم منافع هر کسی نمی تواند به هر آن چه که می خواهد دست پیدا کند , لذا برای رهایی از کشمکش و نزاع و اختلاف قوانینی که قبلا داشته اند را مقداری توسعه دادند ,
اما به هر حال محور زندگی و فلسفه زندگی بشر هوا و هوس انسانی دانسته شد , که مثلا اگر یک روز عده ای تمایل به هم جنس بازی داشتند , این کاری کاملا مشروع و قانونی است که چون خود مردم این را می خواهند .
انسانی که برای چند روز مهمان این دنیاست تا با افتادن در ورطه ابتلاء و امتحان ( که توضیحش به اختصار در قسمت دوم گذشت ) به درجات بالای کمال و انسانیت برسد , سرش را در آخور دنیا گرم کردند ,
نظام سرمایه داری به رهبری زرسالاران یهودی با الهام از تورات تحریف شده ( مبنی بر قوم برگزیده بودن یهود ) که از سالها قبل در قالب فراماسونری , برای کل دنیا نسخه ای پیچیدند که الان آثار آن در کشورهای غربی و در کشورهای شرقی که تحت تاثیر فرهنگ غرب اند به وضوح قابل رویت است
مثلا : به عنوان نمونه یک قضیه ای را که از قول دکتر شریعتی خواندم درباره مارکس وبر , که به سران انگلستان در قرن 19 هشدار داد که شما در معرض انقلاب کارگری هستید , که اگر فکری نکنید , بساط حکومتتان را انقلاب کارگری به هم می پیچد ,
و در ادامه راه کار داده بود , به اینکه اگر در کارگرهای امروزی پنانسیل انقلاب هست بخاطر این است که تعلقاتشان به دنیا کم است , اگر شما کاری کنید که رفاه و رفاه طلبی را در میانشان گسترش دهید ناخوداگاه آنان به خود مشغول شده و ( به عبارت ساده تر سر در آخور کرده و مشغول می شوند و شما راحت حکومت می کنید ) که همین برنامه را الان در کشورهای خودمان اجراء کرده اند , کو انسان آزاد اندیشی که بخاطر از دست ندادن موقعیت خود آزادنه فریاد بزند و حقایق را بگوید ,
نیست . چرا که چون همه ما را به زندگی چند روزه دنیا آلوده کرده اند و هرکس را طوری مشغول کرده اند که دیگر آزاد اندیشی بیشتر شبیه یک جوک و طنز تلخ است
یا بقول آقایان آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه , یعنی اگر بنده ریش و پشمم را زدم می شوم آزاد اندیش , ای خاک برسر این دنیا که ببین چه کسانی خود را آزاد اندیش می دانند , اینجاست که آن که اهل فهم و درک است , از اعماق جان می سوزد و دم بر نمی زند , بگذریم , ادامه مطلب :
لذا طرح بحث مساله دهکده جهانی , و ایجاد زیرساختهای آن توسط مجموعه ای به مدیریت یهود , با قدرت تمام به میدان آمده :
از جهت فرهنگی مثل اینترنت , ماهواره , تلگرام , اینستاگرام ... و تولید محتواهایی با دقت تمام در جهت کانالیزه کردن فرهنگ جوامع خویش و دیگران در قالب فیلم , سریال , نفوذ نا محسوس و با واسطه در متون درسی مدارس و دانشگاها
از جهت اقتصادی ایجاد برنامه اقتصادی مدون در قالب تجارت جهانی , و ایجاد راهکارهایی جهت بدست گرفتن نبض تجارت جهانی , و شل و سفت کردن آن در جهت منافع خویش , مثل تحریم , تشویق ...
سعی و تلاش در جهت تاثیر و تغییر فیزیولوژی و ساختار ابدان بشر و به تبع تاثیر در روح و جان او در قالب تولید محصولات کشاوزی تراریخته , در قابل اصلاح ژنتیکی محصولات باغی و کشاورزی ,
تولید سموم خاص جهت تاثیر گذاری در محصولات ارگانیک و....
این فجایع بی سر و صدای جنایتکاران وحشی غرب به سردمداری یهود از یک طرف را وقتی می بیند و از طرف دیگرعده ای جوان خام بی سواد را می بیند که دور مقبره کوروش می چرخند و فریاد می زنند : آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه , و از طرفی بنده ریش و پشم دار بقول آقایان به میدان نمی آیم , تا حقایق را آنگونه که هست بیان کنم , تا میدان برای خناسان باز شود که حقایق را قلب کرده و وراونه نشان دهند
و از طرف چهارم عده ای دیگر بدون شناخت مبانی اسلام ناب , و تحت تاثیر القائات انسانهای ناصالح و از روی احساسات به جای گارد گرفتن در برابر دشمن مشترک و اصلی , نوک حمله خود را به طرف خودی نشانه می روند
اینجاست که جان انسان آزاد اندیش به درد می آید و تاسفی جانکاه وجودش را دربر می گیرد

منبع : ندای اسمانیدیدگاه و برنامه یهود برای جامعه بشری
برچسب ها : تاثیر ,آزاد ,کرده ,یهود ,برنامه ,قالب ,آزاد اندیش ,آزاد اندیشی ,بقول آقایان ,آزادی اندیشه ,انسان آزاد

هدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد

:: هدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد

هدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد

آیت الله ری شهری این خاطره را به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان آورده اند که در کتاب زمزم عرفان نیز نقل شده است.

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.

 

حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟ امام (ره(خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

 

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره(فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟ امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم. حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام )ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که: بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی. و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی. و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

 

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛ (سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.) را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

 

منبع : ندای اسمانیهدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد
برچسب ها : امام ,نخودکی ,الله ,حسنعلی ,خمینی ,ایشان ,حسنعلی نخودکی ,امام خمینی ,مرحوم نخودکی

وصل به خدا با «نماز شب»

:: وصل به خدا با «نماز شب»

وصل به خدا با «نماز شب»

اگر کسی بخواهد عزت لدنی، آبروی لدنی، قدرت لدنی، علم لدنی به اندازه خودش پیدا کند، باید برود نزدیک چشمه. این راهش چی است؟ این را وجود مبارک امام عسکری(ع) معین کرده و فرمود: یک سفری است. سفر با مرکب قابل طی است، بدون وسیله نقلیه آدم سفر طولانی را چه جور طی کند؟! فرمود: این راه، راه طولانی است؛ این سفر، سفر طولانی است. و بدون مرکب نمی شود؛ مرکبش هم (نماز شب) است. ان الوصول الی الله سفر لایدرک الا بامتطاء اللیل. این باب افتعال است؛ امتطأ یعنی اخذ المطیه، «مطیه» یعنی مرکب.
«
نماز شب»، عامل شناسائی گناه و پرهیز آسان از آن
فرمود: نماز شب یک مرکب خوبی است پس سوار این مرکب بشوید، بروید. اگر بخواهید عزیز بشوید، و گرامی بشوید، باید از خیلی از چیزها صرف نظر کنید. اگر زمانی آدم، بینی اش بسته باشد؛ وقتی یک سلسله غذاهای به حسب ظاهر شیرین را، شیرینی را، میوه های شیرین را می بیند؛ طمع می کند. اما وقتی شامه اش باز باشد، بوی بد اینها را می شنود؛ اصلاً رغبت ندارد، آنوقت خودش را به زحمت نمی اندازد! دعوا روی میوه های پوسیده نمی کند؛ برای اینکه شامه اش باز است، می داند عاقبت، باز ماند این مردار!! برای کسی میوه نشد. این باز بودن شامه، باز بودن بینی، باز بودن باصره، باز بودن سامعه همین است. در قرآن کریم فرمود: یک عده ای چشم شان بسته است. اعینهم فی غطاء عن ذکری(1) اگر کسی یک بوی غذای خوبی به مشامش برسد، اما چشمش بسته باشد؛ نداند که این آلوده است، نبیند آلوده است؛ آن را هوس می کند! نماز شب، آدم را سمیع می کند، آدم را بصیر می کند، شامه باز به آدم می دهد.
البته آن مراحل عالیه اش مخصوص انبیاء و اولیاء است، اما مراحل ابتدائی که مشکل ما را حل بکند به ما می رسد! وجود مبارک یعقوب(ع) به فاصله 80 فرسخ، با جمله اسمیه و با تأکید «ان» فرمود: من بوی یوسف و پیرهن می شنوم. انی لأجد ریح یوسف لولا ان تفندون(2). ما حالا فاصله 80 فرسخ لازم نیست، همین فاصله 8 سانتی را که بفهمیم این آقا که این زیر میزی را به ما داده، این بد بوست؛ این را که می توانیم بفهمیم که این رانت خواری و رشوه خواری است.
اینکه ما به دام می افتیم، برای این است که این شامه بسته است، نمی دانیم این بدبوست. وقتی شامه باز باشد، به آسانی می گذریم؛ خیلی آسان است. فرمود: اما من اعطی و اتقی. و صدق بالحسنی. فسنیسره للیسری(3) خیلی به آسانی از این مردار می گذرد و آبروی خودش را حفظ می کند، آبروی خانواده اش راحفظ می کند؛ عمری، 70-80 سال آبرومندانه او و خانواده های او، فرزندان او، ندیده های او و نبیره های او هم محترمانه زندگی می کنند. وجود مبارک امام عسکری فرمود: بدون «نماز شب» این سفر سخت است. ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل. مطیعه یعنی مرکب راهوار، انسان اگر سحر برخیزد، با خدایش گفتگو کند، خودش را به او بسپارد، از لغزش ها به برکت او مصون می ماند؛ نه بیراهه می رود، نه راه کسی را می بندد.
لذائذ مأمنان در زندگی دنیوی و فاصله آن با لذائذ حیوانی
کسانی که این راه را طی می کنند، به قدری از زندگی لذت می برند که هیچ کسی به اندازه آنها لذت نمی برد. شما می بینید بهترین و پاک ترین و گواراترین غذاهای روی زمین مال حیوانات است! آن ماهی هائی که در آب های زلال سیبری تربیت می شود که اینجاها پیدانمی شود، آن را گرگ و گراز دارد می خورد! این آهوهائی که در اثر دوندگی و خوردن علف های خوب و تنفس در هوای آزاد، گوشت های لذیذ دارند؛ نصیب گرگ و گراز می شود! اما این گوشت های عادی نصیب ما می شود. بهترین غذاها را آنها دارند می خورند. اگر انسان با خوردن بخواهد به جائی برسد، آنها به جائی می رسیدند. مگر آن ماهی های آب های زلال در اینجا پیدا می شود! یا آن آهوها اینجا پیدا می شود؟! آن تیهوها اینجا پیدا می شود؟! این خوراک درندگان پس ما برای چه جهنم برویم؟
الآن وقت ساختن است! فرمود: سوار شو تا آنها که پیاده رو اند به شما نرسند. لایدرک الا بامتطاء اللیل. وقتی آدم مطیه داشت، مرکب داشت، سواره رفت؛ کسی به دنبال او نمی تواند بیاید! دست این راشی ها و رانت ده ها به او نمی رسد! الآن وقت ساختن است. بنابراین، همه اینها تفسیر انسان به انسان است؛ نه به امور بیرونی، که به امور درونی؛ نه به امور اعتباری، که به امور حقیقی.

منبع : ندای اسمانیوصل به خدا با «نماز شب»
برچسب ها : فرمود ,مرکب ,کند، ,است، ,شامه ,امور ,اینجا پیدا ,وجود مبارک ,بامتطاء اللیل ,مبارک امام ,وقتی شامه

همیت محبت در روایات

:: همیت محبت در روایات

اهمیت محبت در روایات

قَالَ الصَّادِقُ(ع):مَنْ أَحَبَّ لِلَّهِ وَ أَبْغَضَ لِلَّهِ وَ أَعْطَی لِلَّهِ فَهُوَ مِمَّنْ کَمَلَ إِیمَانُهُ[کافی، ج2، ص124].

در این حدیث شریف امام صادق می فرماید : کسی که حب و بغضش به خاطر خداوند باشد و بخشش و بذل اش برای خداوند باشد , از کسانی است که ایمانش کامل است

بطور کلی باید گفت محبت یک رشته محکمی است که بین قلب انسان با شی یا کس دیگری ارتباط برقرار می کند منتها انسان مومن دقت در محبوبش داشته باشد زیرا انسان در دیدگاه دین ارزشی بس پر بهاء دارد لذا محبوبش هم باید در شأن خودش باشد ,

زیرا وقتی انسان به هر چیزی که دل بست و دل مشغولش شد ارزشش به هم آن اندازه خواهد بود , لذا امیر المومنین در حکمت 81 نهج البلاغه می فرماید :  قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ

یعنی : ارزش هر انسان به ان چیزی است که، آنرا ارزشمند میپندارد .

حال ممکن است محبوب یک انسانی ماشین دیگری خانه و ... هر کس ارزش مقداری اش به اندازه محبوب خود خواهد بود همانگونه که در بحث ازدواج یکی از ملاکهای انتخاب همسر هم کفو بودن و همسطح بودن از جهات گوناگون است لذا هر ارزش هر شخصی هم به اندازه آن چیزی است که دغدغه فکری و همت اوست لذا اندازه و شخصیت یک نفر که همه هم و غمش به دست آوردن فلان خانه است ارزشش هم به همان اندازه است

ولی واقعا حیف نیست وقتی می شود محبوب انسان خداوند بی نهایت باشد ولی با این حال محبوبش امور پست و فرومایه باشد

 

منبع : ندای اسمانیهمیت محبت در روایات
برچسب ها : انسان ,اندازه ,ارزش ,محبوب ,چیزی ,محبوبش ,باشد زیرا ,خداوند باشد

حدیث عنوان بصری

:: حدیث عنوان بصری

متن‌ کامل‌ روایت‌ عنوان‌ بصری‌ با ترجمة‌ آن‌

 قَالَ: کُنْتُ أَخْتَلِفُ إلَی‌ مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ سِنِینَ. فَلَمَّا قَدِمَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ الْمَدِینَةَ اخْتَلَفْتُ إلَیْهِ، وَ أَحْبَبْتُ أَنْ ءَاخُذَ عَنْهُ کَمَا أَخَذْتُ عَنْ مَالِکٍ.

 «  ـ میگویم‌: من‌ به‌ خطّ شیخ‌ ما: بهاء الدّین‌ عامِلی‌ قَدَّس‌ الله‌ روحَه‌ چیزی‌ را بدین‌ عبارت‌ یافتم‌:

 شیخ‌ شمس‌ الدّین‌ محمّد بن‌ مکّیّ (شهید اوّل‌) گفت‌: من‌ نقل‌ میکنم‌ از خطّ شیخ‌ احمد فراهانی‌ رحمه‌ الله‌ از عُنوان‌ بصری‌؛ و وی‌ پیرمردی‌ فرتوت‌ بود که‌ از عمرش‌ نود و چهار سال‌ سپری‌ می‌گشت‌.

 او گفت‌: حال‌ من‌ اینطور بود که‌ به‌ نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ رفت‌ و آمد داشتم‌. چون‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ به‌ مدینه‌ آمد، من‌ به‌ نزد او رفت‌ و آمد کردم‌، و دوست‌ داشتم‌ همانطوریکه‌ از مالک‌ تحصیل‌ علم‌ کرده‌ام‌، از او نیز تحصیل‌ علم‌ نمایم‌.»

 فَقَالَ لِی‌ یَوْمًا: إنِّی‌ رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِکَ لِی‌ أَوْرَادٌ فِی‌ کُلِّ سَاعَةٍ مِنْ ءَانَآءِ اللَیْلِ وَ النَّهَارِ، فَلاَ تَشْغَلْنِی‌ عَنْ وِرْدِی‌! وَ خُذْ عَنْ مَالِکٍ وَ اخْتَلِفْ إلَیْهِ کَمَا کُنْتَ تَخْتَلِفُ إلَیْهِ.

 «پس‌ روزی‌ آنحضرت‌ به‌ من‌ گفت‌: من‌ مردی‌ هستم‌ مورد طلب‌ دستگاه‌ حکومتی‌ (آزاد نیستم‌ و وقتم‌ در اختیار خودم‌ نیست‌، و جاسوسان‌ و مفتّشان‌ مرا مورد نظر و تحت‌ مراقبه‌ دارند.) و علاوه‌ بر این‌، من‌ در هر ساعت‌ از ساعات‌ شبانه‌ روز، أوراد و اذکاری‌ دارم‌ که‌ بدانها مشغولم‌. تو مرا از وِردم‌ و ذِکرم‌ باز مدار! و علومت‌ را که‌ میخواهی‌، از مالک‌ بگیر و در نزد او رفت‌ و آمد داشته‌ باش‌، همچنانکه‌ سابقاً حالت‌ اینطور بود که‌ به‌ سوی‌ وی‌ رفت‌ و آمد داشتی‌.»

 فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِکَ، وَ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ، وَ قُلْتُ فِی‌ نَفْسِی‌: لَوْ تَفَرَّسَ فِیَّ خَیْرًا لَمَا زَجَرَنِی‌ عَنِ الاِخْتِلاَفِ إلَیْهِ وَ الاْخْذِ عَنْهُ.

 فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهِ، ثُمَّ رَجَعْتُ مِنَ الْغَدِ إلَی‌ الرَّوْضَةِ وَ صَلَّیْتُ فِیهَا رَکْعَتَیْنِ وَ قُلْتُ: أَسْأَلُکَ یَا اللَهُ یَا اللَهُ! أَنْ تَعْطِفَ عَلَیَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ، وَ تَرْزُقَنِی‌ مِنْ عِلْمِهِ مَا أَهْتَدِی‌ بِهِ إلَی‌ صِرَاطِکَ الْمُسْتَقِیمِ!

 «پس‌ من‌ از این‌ جریان‌ غمگین‌ گشتم‌ و از نزد وی‌ بیرون‌ شدم‌، و با خود گفتم‌: اگر حضرت‌ در من‌ مقدار خیری‌ جزئی‌ را هم‌ تفرّس‌ می‌نمود، هر آینه‌ مرا از رفت‌ و آمد به‌ سوی‌ خودش‌، و تحصیل‌ علم‌ از محضرش‌ منع‌ و طرد نمی‌کرد.

 

 وَ رَجَعْتُ إلَی‌ دَارِی‌ مُغْتَمًّا وَ لَمْ أَخْتَلِفْ إلَی‌ مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ لِمَا أُشْرِبَ قَلْبِی‌ مِنْ حُبِّ جَعْفَرٍ.   فَمَا خَرَجْتُ مِنْ دَارِی‌ إلاَّ إلَی‌ الصَّلَوةِ الْمَکْتُوبَةِ، حَتَّی‌ عِیلَ صَبْرِی‌.  فَلَمَّا ضَاقَ صَدْرِی‌ تَنَعَّلْتُ وَتَرَدَّیْتُ وَ قَصَدْتُ جَعْفَرًا، وَ کَانَ بَعْدَ مَا صَلَّیْتُ الْعَصْرَ.

 «و با حال‌ اندوه‌ و غصّه‌ به‌ خانه‌ام‌ باز گشتم‌؛ و بجهت‌ آنکه‌ دلم‌ از محبّت‌ جعفر اشراب‌ گردیده‌ بود، دیگر نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ نرفتم‌. بنابراین‌ از منزلم‌ خارج‌ نشدم‌ مگر برای‌ نماز واجب‌ (که‌ باید در مسجد با امام‌ جماعت‌ بجای‌ آورم‌) تا به‌ جائیکه‌ صبرم‌ تمام‌ شد.

 در اینحال‌ که‌ سینه‌ام‌ گرفته‌ بود و حوصله‌ام‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ بود نعلَین‌ خود را پوشیدم‌ و ردای‌ خود را بر دوش‌ افکندم‌ و قصد زیارت‌ و دیدار جعفر را کردم‌؛ و این‌ هنگامی‌ بود که‌ نماز عصر را بجا آورده‌ بودم‌.»

 فَلَمَّا حَضَرْتُ بَابَ دَارِهِ اسْتَأْذَنْتُ عَلَیْهِ، فَخَرَجَ خَادِمٌ لَهُ فَقَالَ: مَاحَاجَتُکَ؟!
 ف

قُلْتُ: السَّلاَمُ عَلَی‌ الشَّرِیفِ. گفتم‌: سلام‌ کنم‌ بر شریف‌.

 فَقَالَ: هُوَ قَآئِمٌ فِی‌ مُصَلاَّهُ. فَجَلَسْتُ بِحِذَآءِ بَابِهِ. فَمَا لَبِثْتُ إلاَّ یَسِیرًا إذْ خَرَجَ خَادِمٌ فَقَالَ: ادْخُلْ عَلَی‌ بَرَکَةِ اللَهِ. فَدَخَلْتُ وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهِ. فَرَدَّ السَّلاَمَ وَ قَالَ: اجْلِسْ! غَفَرَ اللَهُ لَکَ!

 «پس‌ چون‌ به‌ درِ خانة‌ حضرت‌ رسیدم‌، اذن‌ دخول‌ خواستم‌ برای‌ زیارت‌ و دیدار حضرت‌. در اینحال‌ خادمی‌ از حضرت‌ بیرون‌ آمد و گفت‌: چه‌ حاجت‌ داری‌؟!

 

 خادم‌ گفت‌: او در محلّ نماز خویش‌ به‌ نماز ایستاده‌ است‌. پس‌ من‌ مقابل‌ درِ منزل‌ حضرت‌ نشستم‌. در اینحال‌ فقط‌ به‌ مقدار مختصری‌ درنگ‌ نمودم‌ که‌ خادمی‌ آمد و گفت‌: به‌ درون‌ بیا تو بر برکت‌ خداوندی‌ (که‌ به‌ تو عنایت‌ کند). من‌ داخل‌ شدم‌ و بر حضرت‌ سلام‌ نمودم‌. حضرت‌ سلام‌ مرا پاسخ‌ گفتند و فرمودند: بنشین‌! خداوندت‌ بیامرزد!

 فَجَلَسْتُ، فَأَطْرَقَ مَلِیًّا، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ، وَ قَالَ: أَبُو مَنْ؟!

 قُلْتُ: أَبُو عَبْدِاللَهِ!

 قَالَ: ثَبَّتَ اللَهُ کُنْیَتَکَ وَ وَفَّقَکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَهِ! مَا مَسْأَلَتُکَ؟!

 فَقُلْتُ فِی‌ نَفْسِی‌: لَوْ لَمْ یَکُنْ لِی‌ مِنْ زِیَارَتِهِ وَ التَّسْلِیمِ غَیْرُ هَذَا الدُّعَآءِ لَکَانَ کَثِیرًا.

 «پس‌ من‌ نشستم‌، و حضرت‌ قدری‌ به‌ حال‌ تفکّر سر به‌ زیر انداختند و سپس‌ سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات‌ چیست‌؟!

 گفتم‌: أبوعبدالله‌ (پدر بندة‌ خدا)!

 حضرت‌ گفتند: خداوند کنیه‌ات‌ را ثابت‌ گرداند و تو را موفّق‌ بدارد ای‌ أبوعبدالله‌! حاجتت‌ چیست‌؟!

 من‌ در این‌ لحظه‌ با خود گفتم‌: اگر برای‌ من‌ از این‌ دیدار و سلامی‌ که‌ بر حضرت‌ کردم‌ غیر از همین‌ دعای‌ حضرت‌ هیچ‌ چیز دگری‌ نباشد، هرآینه‌ بسیار است‌.»

 ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَ: مَا مَسْأَلَتُکَ؟!

 فَقُلْتُ: سَأَلْتُ اللَهَ أَنْ یَعْطِفَ قَلْبَکَ عَلَیَّ، وَ یَرْزُقَنِی‌ مِنْ عِلْمِکَ. وَ أَرْجُو أَنَّ اللَهَ تَعَالَی‌ أَجَابَنِی‌ فِی‌ الشَّرِیفِ مَا سَأَلْتُهُ.

 فَقَالَ: یَا أَبَا عَبْدِاللَهِ! لَیْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ؛ إنَّمَا هُوَ نُورٌ یَقَعُ فِی‌ قَلْبِ مَنْ یُرِیدُ اللَهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی‌ أَنْ یَهْدِیَهُ. فَإنْ أَرَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلاً فِی‌ نَفْسِکَ حَقِیقَةَ الْعُبُودِیَّةِ، وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِاسْتِعْمَالِهِ، وَ اسْتَفْهِمِ اللَهَ یُفْهِمْکَ!

 «سپس‌ حضرت‌ سر خود را بلند نمود و گفت‌: چه‌ میخواهی‌؟!

 

 عرض‌ کردم‌: از خداوند مسألت‌ نمودم‌ تا دلت‌ را بر من‌ منعطف‌ فرماید، و از علمت‌ به‌ من‌ روزی‌ کند. و از خداوند امید دارم‌ که‌ آنچه‌ را که‌ دربارة‌ حضرت‌ شریف‌ تو درخواست‌ نموده‌ام‌ به‌ من‌ عنایت‌ نماید.

 حضرت‌ فرمود: ای‌ أبا عبدالله‌! علم‌ به‌ آموختن‌ نیست‌. علم‌ فقط‌ نوری‌ است‌ که‌ در دل‌ کسی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ ارادة‌ هدایت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ میشود. پس‌ اگر علم‌ میخواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی‌؛ و بواسطة‌ عمل‌ کردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشی‌؛ و از خداوند بپرسی‌ و استفهام‌ نمائی‌ تا خدایت‌ ترا جواب‌ دهد و بفهماند.»

 قُلْتُ: یَا شَرِیفُ! فَقَالَ: قُلْ: یَا أَبَا عَبْدِاللَهِ!

 قُلْتُ: یَا أَبَا عَبْدِاللَهِ! مَا حَقِیقَةُ الْعُبُودِیَّةِ؟!

 قَالَ: ثَلاَثَةُ أَشْیَآءَ: أَنْ لاَ یَرَی‌ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَهُ مِلْکًا، لاِنَّ الْعَبِیدَ لاَ یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ، یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَهِ، یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللَهُ بِهِ؛ وَ لاَ یُدَبِّرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیرًا؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ تَعَالَی‌ بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ.

 فَإذَا لَمْ یَرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَهُ تَعَالَی‌ مِلْکًا هَانَ عَلَیْهِ الاْءنْفَاقُ فِیمَا أَمَرَهُ اللَهُ تَعَالَی‌ أَنْ یُنْفِقَ فِیهِ؛ وَ إذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِیرَ نَفْسِهِ عَلَی‌ مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَیْهِ مَصَآئِبُ الدُّنْیَا؛ وَ إذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أَمَرَهُ اللَهُ تَعَالَی‌ وَ نَهَاهُ، لاَیَتَفَرَّغُ مِنْهُمَا إلَی‌ الْمِرَآءِ وَ الْمُبَاهَاةِ مَعَ النَّاسِ.

 فَإذَا أَکْرَمَ اللَهُ الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلاَثَةِ هَانَ عَلَیْهِ الدُّنْیَا، وَ إبْلِیسُ، وَ الْخَلْقُ. وَ لاَ یَطْلُبُ الدُّنْیَا تَکَاثُرًا وَ تَفَاخُرًا، وَ لاَ یَطْلُبُ مَا عِنْدَ النَّاسِ عِزًّا وَ عُلُوًّا، وَ لاَ یَدَعُ أَیَّامَهُ بَاطِلاً.

 فَهَذَا أَوَّلُ دَرَجَةِ التُّقَی‌. قَالَ اللَهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی‌:

 تِلْکَ الدَّارُ ا لاْ خِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لاَ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی‌ الاْرْضِ وَ لاَ فَسَادًا وَ الْعَـ'قِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ.

 «گفتم‌: ای‌ شریف‌! گفت‌: بگو: ای‌ پدر بندة‌ خدا ( أبا عبدالله‌ )!

 گفتم‌: ای‌ أبا عبدالله‌! حقیقت‌ عبودیّت‌ کدام‌ است‌؟

 گفت‌: سه‌ چیز است‌: اینکه‌ بندة‌ خدا برای‌ خودش‌ دربارة‌ آنچه‌ را که‌ خدا به‌ وی‌ سپرده‌ است‌ مِلکیّتی‌ نبیند؛ چرا که‌ بندگان‌ دارای‌ مِلک‌ نمی‌باشند، همة‌ اموال‌ را مال‌ خدا می‌بینند، و در آنجائیکه‌ خداوند ایشان‌ را امر نموده‌ است‌ که‌ بنهند، میگذارند؛ و اینکه‌ بندة‌ خدا برای‌ خودش‌ مصلحت‌ اندیشی‌ و تدبیر نکند؛ و تمام‌ مشغولیّاتش‌ در آن‌ منحصر شود که‌ خداوند او را بدان‌ امر نموده‌ است‌ و یا از آن‌ نهی‌ فرموده‌ است‌.

 بنابراین‌، اگر بندة‌ خدا برای‌ خودش‌ مِلکیّتی‌ را در آنچه‌ که‌ خدا به‌ او سپرده‌ است‌ نبیند، انفاق‌ نمودن‌ در آنچه‌ خداوند تعالی‌ بدان‌ امر کرده‌ است‌ بر او آسان‌ می‌شود. و چون‌ بندة‌ خدا تدبیر امور خود را به‌ مُدبّرش‌ بسپارد، مصائب‌ و مشکلات‌ دنیا بر وی‌ آسان‌ میگردد. و زمانی‌ که‌ اشتغال‌ ورزد به‌ آنچه‌ را که‌ خداوند به‌ وی‌ امر کرده‌ و نهی‌ نموده‌ است‌، دیگر فراغتی‌ از آن‌ دو امر نمی‌یابد تا مجال‌ و فرصتی‌ برای‌ خودنمائی‌ و فخریّه‌ نمودن‌ با مردم‌ پیدا نماید.

 پس‌ چون‌ خداوند، بندة‌ خود را به‌ این‌ سه‌ چیز گرامی‌ بدارد، دنیا و ابلیس‌ و خلائق‌ بر وی‌ سهل‌ و آسان‌ میگردد؛ و دنبال‌ دنیا به‌ جهت‌ زیاده‌اندوزی‌ و فخریّه‌ و مباهات‌ با مردم‌ نمیرود، و آنچه‌ را که‌ از جاه‌ و جلال‌ و منصب‌ و مال‌ در دست‌ مردم‌ می‌نگرد، آنها را به‌ جهت‌ عزّت‌ و علوّ درجة‌ خویشتن‌ طلب‌ نمی‌نماید، و روزهای‌ خود را به‌ بطالت‌ و بیهوده‌ رها نمی‌کند.

 و اینست‌ اوّلین‌ پلّه‌ از نردبان‌ تقوی‌. خداوند تبارک‌ و تعالی‌ میفرماید:

 آن‌ سرای‌ آخرت‌ را ما قرار میدهیم‌ برای‌ کسانیکه‌ در زمین‌ ارادة‌ بلندمنشی‌ ندارند، و دنبال‌ فَساد نمی‌گردند؛ و تمام‌ مراتبِ پیروزی‌ و سعادت‌ در پایان‌ کار، انحصاراً برای‌ مردمان‌ با تقوی‌ است‌.»

 قُلْتُ: یَا أَبَا عَبْدِاللَهِ! أَوْصِنِی‌!

 قَالَ: أُوصِیکَ بِتِسْعَةِ أَشْیَآءَ، فَإنَّهَا وَصِیَّتِی‌ لِمُرِیدِی‌ الطَّرِیقِ إلَی‌ اللَهِ تَعَالَی‌، وَ اللَهَ أَسْأَلُ أَنْ یُوَفِّقَکَ لاِسْتِعْمَالِهِ.

 ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی‌ رِیَاضَةِ النَّفْسِ، وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی‌ الْحِلْمِ، وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا فِی‌ الْعِلْمِ. فَاحْفَظْهَا، وَ إیَّاکَ وَ التَّهَاوُنَ بِهَا!

 قَالَ عُِنْوَانٌ: فَفَرَّغْتُ قَلْبِی‌ لَهُ.

 «گفتم‌: ای‌ أباعبدالله‌! به‌ من‌ سفارش‌ و توصیه‌ای‌ فرما!

 گفت‌: من‌ تو را به‌ نُه‌ چیز وصیّت‌ و سفارش‌ می‌نمایم‌؛ زیرا که‌ آنها سفارش‌ و وصیّت‌ من‌ است‌ به‌ اراده‌ کنندگان‌ و پویندگان‌ راه‌ خداوند تعالی‌. و از خداوند مسألت‌ می‌نمایم‌ تا ترا در عمل‌ به‌ آنها توفیق‌ مرحمت‌ فرماید.

 سه‌ تا از آن‌ نُه‌ امر دربارة‌ تربیت‌ و تأدیب‌ نفس‌ است‌، و سه‌ تا از آنها در بارة‌ حلم‌ و بردباری‌ است‌، و سه‌ تا از آنها دربارة‌ علم‌ و دانش‌ است‌. پس‌ ای‌ عنوان‌ آنها را به‌ خاطرت‌ بسپار، و مبادا در عمل‌ به‌ آنها از تو سستی‌ و تکاهل‌ سر زند!

 عنوان‌ گفت‌: من‌ دلم‌ و اندیشه‌ام‌ را فارغ‌ و خالی‌ نمودم‌ تا آنچه‌ را که‌ حضرت‌ میفرماید بگیرم‌ و اخذ کنم‌ و بدان‌ عمل‌ نمایم‌.»

 فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ، فَإنَّهُ یُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْکُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَکَلْتَ فَکُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْکُرْ حَدِیثَ الرَّسُولِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ:

 مَا مَلاَ ءَادَمِیٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ کَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ.

 «پس‌ حضرت‌ فرمود: امّا آن‌ چیزهائی‌ که‌ راجع‌ به‌ تأدیب‌ نفس‌ است‌ آنکه‌: مبادا چیزی‌ را بخوری‌ که‌ بدان‌ اشتها نداری‌، چرا که‌ در انسان‌ ایجاد حماقت‌ و نادانی‌ میکند؛ و چیزی‌ مخور مگر آنگاه‌ که‌ گرسنه‌ باشی‌؛ و چون‌ خواستی‌ چیزی‌ بخوری‌ از حلال‌ بخور و نام‌ خدا را ببر و به‌ خاطر آور حدیث‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ را که‌ فرمود:

 هیچوقت‌ آدمی‌ ظرفی‌ را بدتر از شکمش‌ پر نکرده‌ است‌. بناءً علیهذا اگر بقدری‌ گرسنه‌ شد که‌ ناچار از تناول‌ غذا گردید، پس‌ به‌ مقدار ثُلث‌ شکم‌ خود را برای‌ طعامش‌ بگذارد، و ثلث‌ آنرا برای‌ آبش‌، و ثلث‌ آنرا برای‌ نفَسش‌.»

 وَ أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الْحِلْمِ: فَمَنْ قَالَ لَکَ: إنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْرًا فَقُلْ: إنْ قُلْتَ عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً!

 وَ مَنْ شَتَمَک( ناسزا) فَقُلْ لَهُ: إنْ کُنْتَ صَادِقًا فِیمَا تَقُولُ فَأَسْأَلُ اللَهَ أَنْ یَغْفِرَلِی‌؛ وَ إنْ کُنْتَ کَاذِبًا فِیمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسْأَلُ أَنْ یَغْفِرَ لَکَ.

 وَ مَنْ وَعَدَکَ بِالْخَنَی‌ فَعِدْهُ بِالنَّصِیحَةِ وَ الرَّعَآءِ.

و اگر کسی‌ تو را بیم‌ دهد که‌ به‌ تو فحش‌ خواهم‌ داد و ناسزا خواهم‌ گفت‌، تو او را مژده‌ بده‌ که‌ من‌ دربارة‌ تو خیرخواه‌ می‌باشم‌ و مراعات‌ تو را می‌نمایم‌.»

 وَ أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الْعِلْمِ: فَاسْأَلِ الْعُلَمَآءَ مَا جَهِلْتَ، وَ إیَّاکَ أَنْ تَسْأَلَهُمْ تَعَنُّتًا وَ تَجْرِبَةً؛ وَ إیَّاکَ أَنْ تَعْمَلَ بِرَأْیِکَ شَیْئًا، وَ خُذْ بِالاِحْتِیاطِ فِی‌ جَمِیعِ مَا تَجِدُ إلَیْهِ سَبِیلاً؛ وَ اهْرُبْ مِنَ الْفُتْیَا هَرَبَکَ مِنَ الاْسَدِ، وَ لاَ تَجْعَلْ رَقَبَتَکَ لِلنَّاسِ جِسْرًا!

 قُمْ عَنِّی‌ یَا أَبَا عَبْدِاللَهِ! فَقَدْ نَصَحْتُ لَکَ؛ وَ لاَ تُفْسِدْ عَلَیَّ وِرْدِی‌؛ فَإنِّی‌ امْرُؤٌ ضَنِینٌ بِنَفْسِی‌. وَ السَّلاَمُ عَلَی‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی‌.

ای‌ پدر بندة‌ خدا (أبا عبدالله‌) دیگر برخیز از نزد من‌! چرا که‌ تحقیقاً برای‌ تو خیر خواهی‌ کردم‌؛ و ذِکر و وِرد مرا بر من‌ فاسد مکن‌، زیرا که‌ من‌ مردی‌ هستم‌ که‌ روی‌ گذشت‌ عمر و ساعات‌ زندگی‌ حساب‌ دارم‌، و نگرانم‌ از آنکه‌ مقداری‌ از آن‌ بیهوده‌ تلف‌ شود. و تمام‌ مراتب‌ سلام‌ و سلامت‌ خداوند برای‌ آن‌ کسی‌ باد که‌ از هدایت‌ پیروی‌ میکند، و متابعت‌ از پیمودن‌ طریق‌ مستقیم‌ می‌نماید

 

منبع : ندای اسمانیحدیث عنوان بصری
برچسب ها : است‌ ,فِی‌ ,حضرت‌ ,اللَهُ ,خداوند ,برای‌ ,أَبَا عَبْدِاللَهِ ,اللَهُ تَعَالَی‌ ,هَانَ عَلَیْهِ ,برای‌ خودش‌ ,اللَوَاتِی‌ فِی‌ ,فِیمَا خَو

لروزم طرح بحث مهدویت

:: لروزم طرح بحث مهدویت

سوال : چه نیازی به بحث مهدویت هست ؟ هر موقع ظهور کرد همان موقع هم بحثش مطرح می شود دیگه

اولا : از آن جهت که وقت تشکیل حکومت امام زمان‏علیه السلام مشخص نیست و هر لحظه می‏تواند زمان ظهور باشد، لذا وظیفه داریم که نظری به مباحث مهدویت و ظهور کرده و خصوصیات عصر ظهور و وظایف خود در آن عصر را بدانیم.

ثانیا : رسیدن به حکومت جهانی توحیدی در عصر ظهور، شرایطی دارد که برخی از آنها به دست خود بشر حاصل می‏گردد، از آن جمله رسیدن بشر به تکامل همه جانبه و رسیدن به مستوای عالی فکری است. لذا بر ماست که آرمان‏های اصیل اسلامی در عصر ظهور را بدانیم تا بتوانیم هر چه بهتر در نزدیک شدن آن سهیم بوده و زمینه ساز ظهور حضرت باشیم. بحث أن أی

ثالثا : بحث از مهدویت تنها بحث از اموری نیست که مربوط به آینده بشریّت باشد، بلکه بحث از امامت و مهدویت است، بحث از اینکه در هر زمانی باید امام معصومی موجود باشد، خواه حاضر و مشهور و خواه غایب و پنهان تا حجت‏ها و بینات خداوند باطل نگردد
منبع : ندای اسمانیلروزم طرح بحث مهدویت
برچسب ها : ظهور ,مهدویت ,باشد،

اسلام دین همه جانبه

:: اسلام دین همه جانبه

 

اسلام دین همه جانبه

اینکه گفته می شود اسلام دین همه جانبه است به این علت است که در دین اسلام تمام شئون مربوط به انسان لحاظ شده است ,

از آنجا که طبق اسلام انسان موجودی است که چند روز در این دنیا زندگی کرده و بعد از کوچ از این دنیاست که زندگی واقعی انسان شروع می شود و نوع و ویژگی زندگی ابدی اش هم مربوط به نحوه زندگی در این دنیاست .
لذا اسلام برنامه جامع و کاملی برای انسان دارد تا اینکه انسان به کمک این برنامه جامع زندگی این دنیایی اش را تنظیم کند

انسان یک رابطه ای با خویش دارد , یک رابطه ای با خدای خویش , یک رابطه ای هم با افراد جامعه که اسلام برای هر یک از این سه رابطه برنامه کامل دارد

در رابطه انسان با خودش یک سری احکام شرعی وجود دارد مثلا باید حتما در روز 17 رکعت نماز بخواند , در ایام خاصی از سال روزه بگیرد و...
از جنبه اخلاقی هم اسلام برای انسان توصیه هایی دارد که همه این برنامه ها در جهت تکامل انسان است

در رابطه انسان با خدا نیز یک سری احکام خاصی وجود دارد مثلا اینکه انسان تسلیم خداوند باشد , حدودی را که خداوند برایش تعیین کرده رعایت کند و ...

در رابطه بین انسان و افراد دیگر هم که احکام و اخلاقیات فراوانی وجود دارد که در منابع اسلامی مطالب زیادی به تفصیل در فقه و اخلاق مطرح است

که جامع همه این برنامه ها این است که انسان بداند از طرف خداوند خلق شده و موجودی ناقص است که با عمل به برنامه های اسلام در طول حیات خویش به تکامل و تعالی می رسد .

منبع : ندای اسمانیاسلام دین همه جانبه
برچسب ها : انسان ,اسلام ,رابطه ,برنامه ,زندگی ,وجود ,وجود دارد ,دارد مثلا ,رابطه انسان ,اسلام برای ,برای انسان

نقمت

:: نقمت

نقمت

از انجا در زبان اهل علم مشهور است که تعرف الاشیاء بأضدادها , لذا یکی از راههای شناخت معنای نعمت شناخت معنای مقابل آن یعنی نقمت است

در فرازی از دعای پر مغز کمیل از زبان امیرالمومنین علیه السلام می خوانیم اللّهم اغفرلی الذنوب الّتی تغیّر النّعم

یعنی خدایا بیامرز گناهانی را که باعث تغییر در نعمت می شوند.

که از این فراز دعای کمیل مشخص می شود که , بعضی از گناهان باعث سلب نعمت از شخص می شوند و چه بسا گناهی باعث تغیر در نعمت شود , یعنی علی الظاهر نعمتی از انسان سلب نشود , ولی همان نعمت تبدیل به نقمت شود .

عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیه السلام یَقُولُ‏ الذُّنُوبُ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ الْبَغْیُ‏ عَلَى‏ النَّاسِ‏ وَ الزَّوَالُ عَنِ الْعَادَةِ فِی الْخَیْرِ وَ اصْطِنَاعِ الْمَعْرُوفِ وَ کُفْرَانُ النِّعَمِ وَ تَرْکُ الشُّکْرِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏ [1]

در این حدیث شریف امام سجاد علیه السلام  به چهار مورد از عوامل سلب نعمت را اشاره می فرمایند

1. ظلم و ستم کردن به مردم

زیرا خداونند نعمتی را به انسان داده تا هم خود استفاده کند و هم به دیگران استفاده برساند , نه اینکه از نعمتی که خداوند در اختیارش قرار داده برای ظلم و ستم بر بندگان دیگرش استفاده کند .

لذا در طول تاریخ بسیار اند کسانی که دارای متنعم به امکاناتی بوده و دارای جایگاه و مقامات بلندی بودند اما چون از از موقعیت ها سوء استفاده کرده و به دیگران ظلم کردند , باعث سلب ان نعمت یا موقعیت شده که مثال بارز ان می توان به رضاخان اشاره کرد که درست است توسط انگلیسی ها به حکومت رسید اما می توانست از همان موقعی استفاده کرده و با تکیه بر مردم به خلق خداوند کمک کند , اما بخاطر ظلمی که در حق رعیت کرد توسط همان انگلیس تبعید شد و با اینکه هزاران هکتار زمین را به ناحق غصب کرده بود اما یک زمین چند متری برای دفن جسدش در خاک ایران قسمتش نشد

 2. ترک عادت نیک

برخی از انسانها طوری اند که اصلا خیرشان به کسی نمی رسد , ولی برعکس انسانهایی هستند که می بینی که خیلی دست به خیر هستند , کسی که اهل خیر است خداوند به جان و مال و عمر و اولادش برکت می دهد که خود این برکت از سرمایه هنگفتی که برای روز مبادا ذخیره می کند کارساز تر است

ولی برعکس کسانی که اهل خیر نیستند و عادت به کار نیک ندارد برکتی در مال و اولاد و عمرش نیست و چه بسا در اخر عمر سرمایه مالی خود را نیز به کل از دست بدهند

خود قرآن در این زمینه داستانی جالب را بیان می دارد که برای کسانی که اهل خرد باشند جای تامل و تفکر دارد

قران کریم در سوره قلم داستان صاحبان باغی را بیان می دارد که باغ قبلا دارای صاحب نیکوکاری بوده که از محصولات باغ به فقراء انفاق می کرده و بعد از وفات او طبق روال هر سال فقراء دوباره به آن باغ مراجعه می کنند اما ورثه بر خلاف رویه پدر برای فرار از انفاق فقرا  را دست به سر می کنند و تصمیم می گیرند که ه صبح زود به باغ رفته و قبل از رسیدن فقراء همه محصولات را برداشت کنند , ولی وقتی به باغ می رسند چنان باغ را سوخته و تخریب شده می یابند که اول فکر می کنند راه را اشتباه امده اند و هم از نعمت مادی و هم از نعمت معنوی محروم می شوند .

3. ترک اختیار معروف

اهل خیر نبودن , چه عملا و چه زبانا از مواردی است که باعث تغییر نعمت و یا سلب نعمت می شود

 4. کفران نعمت

عدم شکر گذاری زبانی و عملی نعمت و استفاده صحیح نکردن از نعمت الهی طبق فرمایش امام سجاد علیه السلام از عوامل زوال نعمت است , نعمت عمر , هدایت الهی , سرمایه جانی و مالی اینها همه خلق شده برای استفاده در رشد و تکامل انسان و خدمت به خلق الهی که اگر در غیر این راه استفاده شد همان کفران نعمت خواهد بود که باعث خسران دنیوی و اخروی برای شخص خواهد شد .

 

 

________________________________________

[1] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏70، ص: 375

 

منبع : ندای اسمانینقمت
برچسب ها : استفاده ,باعث ,نقمت ,کرده ,علیه ,الهی ,علیه السلام ,استفاده کرده ,کفران نعمت ,سجاد علیه ,امام سجاد

مصائب الهی نعمت برای مومن

:: مصائب الهی نعمت برای مومن

صائب الهی نعمت برای مومن

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 22:5 شماره پست: 149

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ

در آیه 4 سوره بلد خداوند می فرماید : ما انسان را در سختی و رنج آفریدیم

شاید بسیاری از مسلمانان حتی مومنان , زندگی ایده آل برای خویش را , داشتن زندگی مرفه و همراه با آسایش و آرامش بدانند و همواره در تربیت فرزندان و تامین آتیه و انتخاب شغل و ... یکی از معیار های انتخابشان , تامین رفاه و آسایش باشد

اما باید توجه داشت که بسیاری از استعداد های  ذاتی انسان در سختی و شدائد شکوفا می شود
از آنجا که عالم دنیا بر مبنای نظام احسن تعریف شده به عبارت امروزی تر با توجه به اینکه نظام هستی چه از نظر سخت افزاری ( نظام تکوین ) و چه از لحاظ نرم افزاری ( نظام تشریع ) در بهترین حالت ممکن طراحی و ساخته شده بطوری که نظامی بهتر از این قابل خلقت نبوده , لذا وجود مشکلات نه تنها دلیل بر تنبلی و تن پروری نمی شود بلکه اگر انسان به کمک آموزه های دینی , و تقویت نگاه توحیدی به عالم وجود تمام مشکلات و کاستی ها نه تنها مانع ترقی و تعالی انسانی نیست بلکه برعک حتى نگاهى به زندگى انبیاء و اولیاء اللّه نیز نشان مى‏دهد که زندگى این گلهاى سرسبد آفرینش نیز با انواع ناملایمات و درد و رنجها قرین بود، هنگامى که دنیا براى آنها چنین باشد، وضع براى دیگران روشن اسس می توان با همت و توکل این تهدید را به فرصت تبدیل کرد

بطور مثال با نگاه به صحنه ای مثل صحنه عظیم کربلا , یک زن با وجود تمام مشکلات مثل قطعه قطعه شدن عزیزان , اسارت , قتل , غارت

اما در سوال از ترسیم این صحنه کربلا می فرماید : ما رایت الا جمیلا , من جز زیبایی چیزی ندیدم , این زن بزرگوار توانسته با دیدگاه صحیح توحیدی از مشکلات سکویی برای پرش به قله انسانیت استفاده کند

یا اصلا یک پله پایین تر ( چون شاید مقایسه شخصیت ما با قهرمانان کربلا قیاس مع الفارق باشد ) شما وضعیت مادی الان را با وضعیت مادی زمان علامه مجلسی , علامه طباطبایی ,  و علمای گذشته مقایسه کنید , با تمام کمبود امکانات کیفیت کارشان بسیار بالاتر بوده لذا نگاهى به زندگى انبیاء و اولیاء اللّه نیز نشان مى‏دهد که زندگى این گلهاى سرسبد آفرینش نیز با انواع ناملایمات و درد و رنجها قرین بود، که نشان دهنده این است که انسان هر چه بخواهد به قله رفیع انسانیت نزدیکتر شود باید کمر همت برای برخورد با انواع مشکلات را محکم ببندد

که به قول شاعر هر که در این بزم مقرب تر       است جام بلا بیشترش می دهند

عن علی علیه السلام «ان عظیم الاجر مقارن عظیم البلاء فاذا احب الله سبحانه قوما ابتلاهم »; شرح غرر الحکم آمدی، جمال الدین خوانساری: ج 5 ، ص 527 .

مقام عظیم در مقابل بلاء عظیم عطاء می شد , اگر خداوند قومی را دوست داشته باشد , انها را مبتلی به مصائب و گرفتاریها می کند .

منبع : ندای اسمانیمصائب الهی نعمت برای مومن
برچسب ها : مشکلات ,عظیم ,انسان ,زندگى ,نظام ,کربلا ,سرسبد آفرینش ,گلهاى سرسبد ,انواع ناملایمات ,رنجها قرین ,وضعیت مادی ,گلهاى سرسبد آفرینش

عوامل بقای نعمت

:: عوامل بقای نعمت

عوامل بقای نعمت

1. شکر

عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لابِی عَبْدِ اللَّهِ (ع): إِنِّی سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرْزُقَنِی مَالا فَرَزَقَنِی وَ إِنِّی سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَنِی وَلَداً فَرَزَقَنِی وَلَداً وَ سَأَلْتُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی دَاراً فَرَزَقَنِی وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ یَکُونَ ذَلِکَ اسْتِدْرَاجاً فَقَالَ:" أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلا" .

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام نقل می کند که به امام عرض کردم از خداوند مال و فرزند و خانه هر چه خواستم , برآورده شد , می ترسم که باعث استدراج ( سقوط تدریجی ) شود , امام علیه السلام فرمود اگر در برابرهر نعمتی شکر گذار باشی , نگران نباش .

لَئِنْ شَکَرْتُمْ لازِیدَنَّکُمْ  یعنی اگر شکر گذار باشید خدواند بر نعمت هایی که ارزانی تان داشته می افزاید

شکر مایه فزونى نعمت و کفر موجب فناست- بدون شک خداوند در برابر نعمتهایى که به ما مى‏بخشد نیازى به شکر ما ندارد، و اگر دستور به شکرگزارى داده آن هم موجب نعمت دیگرى بر ما و یک مکتب عالى تربیتى است.

حقیقت شکر تنها تشکر زبانى نیست، بلکه شکر داراى سه مرحله است نخستین مرحله آن است که به دقت بیندیشیم که بخشنده نعمت کیست؟ این توجه و ایمان و آگاهى پایه اول شکر است، و از آن که بگذریم مرحله زبان فرا                       

 مى‏رسد، ولى از آن بالاتر مرحله عمل است، شکر عملى آن است که درست بیندیشیم که هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده است آن را در مورد خودش صرف کنیم که اگر نکنیم کفران نعمت کرده‏ایم .

و از اینجا رابطه میان «شکر» و «فزونى نعمت» روشن مى‏شود، چرا که هرگاه انسانها نعمتهاى خدا را درست در همان هدفهاى واقعى نعمت صرف کردند، عملا ثابت کرده‏اند که شایسته و لایق‏اند و این لیاقت و شایستگى سبب فیض بیشتر و موهبت افزونتر مى‏گردد

2. تقوا

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الارْضِ 

عمران و آبادى در سایه ایمان و تقوا: در این آیه و آیات بعد براى نتیجه‏گیرى از آیات قبل مى‏گوید: «اگر مردمى که در این آبادیها و نقاط دیگر روى زمین زندگى داشته و دارند (به جاى طغیان و سرکشى و تکذیب آیات پروردگار و ظلم و فساد) ایمان مى‏آوردند، و در پرتو آن تقوا و پرهیزکارى پیشه مى‏کردند (نه تنها مورد خشم پروردگار و مجازات الهى واقع نمى‏شدند، بلکه) درهاى برکات آسمان و زمین را به روى آنها مى‏گشودیم» (وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض).

منظور از برکات زمین و آسمان نزول باران و روییدن گیاهان مى‏باشد.

ولى متأسفانه آنها صراط مستقیم که راه سعادت و خوشبختى و رفاه و امنیت بود رها ساختند، «و پیامبران خدا را تکذیب کردند (و برنامه‏هاى اصلاحى آنها را زیر پاگذاشتند) ما هم به جرم اعمالشان، آنها را کیفر دادیم» (وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ.

در این آیه به عنوان تأکید بیشتر روى عمومیت این حکم و این که قانون فوق مخصوص اقوام پیشین نبوده بلکه امروز و آینده را نیز در بر مى‏گیرد،                       

مى‏گوید: «آیا اهل آبادیها، خود را از مجازاتهاى ما در امان مى‏دانند که شب هنگام در موقعى که در خواب خوش آرمیده‏اند (به صورت صاعقه‏ها و زلزله‏ها و مانند آن) بر آنها فرو ریزد» (أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى‏ أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنا بَیاتاً وَ هُمْ نائِمُونَ)

3. تلاش

وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا

که خود تلاش یکی از جلوه های شکر عملی است که باعث ازدیاد نعمت الهی می شود .

فی تفسیر على بن إبراهیم قوله عز و جل: وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا اى صبروا و جاهدوا مع رسول الله صلى الله علیه و آله لنهدینهم سبلنا اى نثبته 

در کتاب نور الثقلین از تفسیر علی بن ابراهیم ذیل این آیه شریفه نقل شده مقصود از مجاهدتی که در این آیه نقل شده صبور بودن و مقصود از هدایت تثبیت در راه راست است

 

منبع : ندای اسمانیعوامل بقای نعمت
برچسب ها : أَنْ ,مرحله ,ایمان ,آیات ,زمین ,تقوا ,أَنْ یَرْزُقَنِی ,بَرَکاتٍ مِنَ ,لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ ,عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ ,مِنَ السَّماءِ ,الَّذِینَ

سکینه و آرامش

:: سکینه و آرامش

سکینه و آرامش

یکی از اموری که امروزه کمبود آن در جامعه بسیار محسوس است نبود آرامش در جامعه است .

در حالی که آرامش روحی و روانی در افراد و جامعه یکی از لوازم اصلی پیشرفت مادی و تعالی معنوی در هر جامعه ای است

سوال این است که چرا با این همه پیشرفت های مادی و با وجود این همه تکنولوژی های پیشرفته در جوامع غربی که از لحاظ مادی تامین هستند این عنصر ضروری برای انسان یعنی آرامش چرا وجود ندارد ,

شما امام خمینی را ملاحضه بفرمایید کسی که در طول زندگی اش با چالش های بزرگی مواجه بوده و کسی که محور تحول تاریخی بود و اتفاقات بسیار بزرگی با محوریت و رهبری او صورت گرفته که به شهید شدن عده زیادی در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در طول جنگ منجر شده که هر کس دیگری باشد ممکن است حداقل درکارش مقداری تشویش داشته باشد که نکند این کار من اشتباه باشد , نکند ...

اما وقتی حالت خود را در وصیت نامه خود می نویسد که من با قلبی آرام و دلی مطمئن از این دنیا رخت بر می بندم واقعا جای این سوال است که این شخص که قهرمان تحولات عظیمی بوده که زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت شده چطور با این همه اتفاقات عظیم دلی آرام و قلبی مطمئن دارد ؟

این نمی شود مگر اینکه به دریای بی کران الهی متصل باشد , لذا آن چیزی که برای انسان آرامش می آورد نه پول و مقام و نه هیچ چیز دیگری است بلکه تنها چیزی که باعث آرامش شخص است اتکال به نیروی لایزال الهی است ,

لذا خداوند متعال در آیه 28 سوره رعد می فرماید : « ِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب »

یعنی فقط باید یاد خداست که دلها آرام می گیرد ,

و باید دانست که اگر هم شخصی زندگی آرامی دارد دلیل بر داشتن آرامش روحی نیست , آیا اگر این شخص با چالشهایی نفس گیر مواجه شود می تواند باز هم همین آرامش را داشته باشد ؟ خیر هر شخصی به همان اندازه می تواند در گرفتاریها و سختی های زندگی دارای ارامش باشد که با خداوند رابطه دارد

هر چقدر این رابطه قوی باشد آرامش و اطمینان و سکینه بیشتر و هر چقدر این رابطه کمتر باشد , آرامش و اطمینان کمتر خواهد بود .

 

منبع : ندای اسمانیسکینه و آرامش
برچسب ها : آرامش ,جامعه ,رابطه ,آرام ,مادی ,سکینه ,باشد آرامش ,داشته باشد ,برای انسان ,آرامش روحی

خداشناسی در نهج البلاغه 2

:: خداشناسی در نهج البلاغه 2

خداشناسی در نهج البلاغه 2

وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ

یعنی : شمارشگران از شمردن نعمتهای ناتوان و تلاشگران از ادای حقش درمانده اند چه اینکه خود خداوند متعال در آیه 18 سوره نحل می فرماید : « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» اگر بخواهید نعمت های خداوند را شمارش کنید , نمی توانید

انسان قدرت ندارد نعمت‏هاى خدا را بشمارد، چه رسد به این که بخواهد شکر آنها را به جاى آور چرا که انسان سرتا پا نیاز است و هیچ از خود ندارد حتی اگر بخواهد از نعم الهی شکر زبانی هم انجام دهد , باز نیازمند زبانی است که نعمت الهی است و برای هر شکری که انجام می دهد نیازمند شکر دیگری است که توفیق پیدا کرده شکر اول را بجا آورد

از دست و زبان که برآید             کز عهده‏ى شکرش به در آید

بنده همان به که ز تقصیر خویش     عذر به درگاه خداى آورد

ور نه سزاوار خداوندیش             کس نتواند که بجاى آورد

حضرت در ادامه می فرماید  الذی لا یبلغ مدحته القائلون یعنی تلاشگران از ادای حقش درمانده اند
چگونه از مدح و ستایشش عاجز نباشند در حالی که انسان از درک عجائب و اسرار عالم که مخلوق الهی است درمانده است پس چگونه می تواند پی به ذات بی نهایت باری تعالی پی برد تا اینکه او را بخاطر دارا بودن صفات کمال و جمال مدح و ستایش نماید .
لذا در جای دیگر حضرت می فرماید : «
من عجز عن معرفة نفسه فهو عن معرفة خالقه‏ أعجز »
یعنی کسی که از شناخت نفس خویش عاجز است از شناخت خالق خویش عاجز تر خواهد بود.

اما انسان بجای توجه به این همه نعمت الهی و اینکه خالق این همه نعم الهی بیهوده نیافریده
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُون آیه 115 سوره مومنون
یعنی : آیا پنداشته‏اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوى ما بازگردانده نمى‏شوید؟

و از خداوند حکیم غیر از نیز انتظار نیست که موجودات را برای هدفی بلند آفریده , اما انسا غافل از این نکته همه وجودش را خلاصه در زندگی چند روزه دنیا دیده و چه فسادهایی را که انجام نمی دهد

 

منبع : ندای اسمانیخداشناسی در نهج البلاغه 2
برچسب ها : الهی ,انسان ,اینکه ,عاجز ,انجام ,آورد ,خویش عاجز ,نعمت الهی

خداشناسی در نهج البلاغه 2

:: خداشناسی در نهج البلاغه 2

خداشناسی در نهج البلاغه 2

وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ

یعنی : شمارشگران از شمردن نعمتهای ناتوان و تلاشگران از ادای حقش درمانده اند چه اینکه خود خداوند متعال در آیه 18 سوره نحل می فرماید : « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» اگر بخواهید نعمت های خداوند را شمارش کنید , نمی توانید

انسان قدرت ندارد نعمت‏هاى خدا را بشمارد، چه رسد به این که بخواهد شکر آنها را به جاى آور چرا که انسان سرتا پا نیاز است و هیچ از خود ندارد حتی اگر بخواهد از نعم الهی شکر زبانی هم انجام دهد , باز نیازمند زبانی است که نعمت الهی است و برای هر شکری که انجام می دهد نیازمند شکر دیگری است که توفیق پیدا کرده شکر اول را بجا آورد

از دست و زبان که برآید             کز عهده‏ى شکرش به در آید

بنده همان به که ز تقصیر خویش     عذر به درگاه خداى آورد

ور نه سزاوار خداوندیش             کس نتواند که بجاى آورد

حضرت در ادامه می فرماید  الذی لا یبلغ مدحته القائلون یعنی تلاشگران از ادای حقش درمانده اند
چگونه از مدح و ستایشش عاجز نباشند در حالی که انسان از درک عجائب و اسرار عالم که مخلوق الهی است درمانده است پس چگونه می تواند پی به ذات بی نهایت باری تعالی پی برد تا اینکه او را بخاطر دارا بودن صفات کمال و جمال مدح و ستایش نماید .
لذا در جای دیگر حضرت می فرماید : «
من عجز عن معرفة نفسه فهو عن معرفة خالقه‏ أعجز »
یعنی کسی که از شناخت نفس خویش عاجز است از شناخت خالق خویش عاجز تر خواهد بود.

اما انسان بجای توجه به این همه نعمت الهی و اینکه خالق این همه نعم الهی بیهوده نیافریده
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُون آیه 115 سوره مومنون
یعنی : آیا پنداشته‏اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوى ما بازگردانده نمى‏شوید؟

و از خداوند حکیم غیر از نیز انتظار نیست که موجودات را برای هدفی بلند آفریده , اما انسا غافل از این نکته همه وجودش را خلاصه در زندگی چند روزه دنیا دیده و چه فسادهایی را که انجام نمی دهد

 

منبع : ندای اسمانیخداشناسی در نهج البلاغه 2
برچسب ها : الهی ,انسان ,اینکه ,عاجز ,انجام ,آورد ,خویش عاجز ,نعمت الهی

مقلد که باشیم ؟

:: مقلد که باشیم ؟

مقلد که باشیم ؟

+ نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 20:38 شماره پست: 150

گاهی به ما اشکال می شود که چرا از فلان عالم مثلا در حرفهایتان بیشتر مایه می گذارید ,( مثلا از شهید مطهری )

در واقع اشکال کننده حرف مهمی را بیان می دارد زیرا افکار و عقاید انسان کمتر از بذر گندم نیست , همانگونه که وقتی که می خواهی یک هکتار زمین گندم بکاری , کلی پرس و جو می کنیم که بهترین بذر را در زمینمان بکاریم , افکار و عقاید ما کمتر از گندم نیست , زیرا شخصیت ابدی ما با همین افکار شکل می گیرد

  1. خوب اینکه انسان باید آزاد اندیش باشد یک حرف کاملا درستی است , یکی از شاگردان علامه طباطبایی , با اینکه خودش شخصیت دانشگاهی است می گوید من آزاد اندیش تر از علامه طباطبایی سراغ ندارم

اما عموما ماها که قدرت تحلیل خیلی بالایی نداریم بناچار همانگونه که در احکام شرعی ابتدا دنبال مجتهد جامع الشرایط می گردیم

  1. در ساماندهی به افکار و عقایدمان نیز باید دنبال کارشناس و مجتهد جامع الشرایط بگردیم
    مثلا نمونه اش عبدالعظیم حسنی , وقتی به خدمت امام هادی علیه السلام می رسد , عقایدش را به حضرت ارائه می کند که آیا صحیح است یا نه ؟
  2.   با توجه به مبانی فکری اسلام انسان اصولا به همین راحتی نمی تواند آزاد اندیش باشد , علتش هم واضح است انسان همیشه گرفتار قوه هایی بسیار قوی مثل شهوت , غضب و... است که این امور در فکر و رفتار هر کسی تاثیر دارد ,
  3. برای بدست اوردن ازاد اندیشی نیاز به برنامه جامع  اخلاقی هست تا انسان از قیود نفسانی رها گشته و تا فکر و اندیشه اش آزاد باشد
  4. سوال : آیا شما برنامه جامع و همه جانبه ای که انسان را گونه ای تربیت کند که آزاد اندیش باشد سراغ دارید
    درجواب این سوال باید گفت : از انجا که امیر المومنین می فرماید (أ تزعم انک جرم صغیر و فیک انطوى‏ العالم‏ الاکبر
    ای انسان تو فکر می کنی که شی 50 یا 80 کیلویی , در حالی که در درونت عالم بزرگی است , این انسان با این عظمت نمی تواند افسارش را دست هر کسی بدهد ,

پس برای دادن برنامه برای این موجود به این عظمت , اولا باید برنامه دهنده از تمام جزئیات این موجود پیچیده با خبر باشد , راه و طریق تکاملش را بشناسد ... تا بتواند برایش برنامه ریزی کند ,

با این اوصاف معلوم می شود این کار از عهده انسان خارج است و فقط خداوند است که چنین اوصافی می تواند داشته باشد ,

و خداوند هم , نماینده اش مشخص است ( پیامبر (ص) و 12 فرزندش ) برنامه جامع اش هم در کتاب فوق بشری قران است

با این مقدمه عرض می کنم , هر کسی که به این برنامه الهی نزدیک باشد و خودش متخلق به اخلاق الهی باشد بهترین گزینه برای مراد شدن برای کسانی اند که مرید حق اند

منبع : ندای اسمانیمقلد که باشیم ؟
برچسب ها : انسان ,برنامه ,آزاد ,افکار ,جامع ,اندیش ,آزاد اندیش ,اندیش باشد ,برنامه جامع ,جامع الشرایط ,علامه طباطبایی

تجمل گرایی مثبت و منفی

:: تجمل گرایی مثبت و منفی

تجمل گرایی مثبت و منفی

تجمل گرایی به معنای گرایش به زیبایی و نمایش جمال و زیبایی ها، امری طبیعی و فطری در انسان است؛ زیرا انسان به هر چیز کمالی گرایش داشته و از نقص و کمبود گریزان است؛ گرایش شدید انسان به خدا و کدح و تلاش برای ملاقات با او (انشقاق، آیه ۶) ریشه در همین گرایش به کمال و کمالات انسانی دارد.

انسان، زیبایی را به عنوان یکی از مصادیق کمال، دوست داشته و بدان گرایش می یابد و زشتی را به عنوان مصداقی از نقص و کمبود دانسته و از آن می گریزد. بنابراین، گرایش انسان به تجمل گرایی، گرایشی به سوی کمال و زیبایی هاست.

در روایات اسلامی این معنا بارها به اشکال مختلف بیان شده است که انسان می بایست خداگونه شود و اسماء و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد و متاله (خدایی) شود. از آن جایی که خداوند جمیل است، زیبایی و جمال را دوست می دارد. امام صادق(ع) می فرماید؛ ان الله عز و جل یحب الجمال و التجمل و یبغض البؤس و التباؤس؛ همانا خداوند زیبایی و تجمل را دوست دارد و از فقر و فقرنمایی بدش می آید.

منبع : ندای اسمانیتجمل گرایی مثبت و منفی
برچسب ها : زیبایی ,گرایش ,انسان ,تجمل ,دوست ,گرایی ,تجمل گرایی ,گرایی مثبت

شراب خواری در تورات و انجیل

:: شراب خواری در تورات و انجیل

مسیحیت و یهودیت از ادیان الاهی هستند که خدا برای انها کتاب اسمانی تورات و انجیل را به صورت وحی نازل کرد تا به وسیله این دو کتاب نیاز مردم یکتا پرست ان زمان را برطرف سازد و انها را به خدا پرستی و معاد و تعالیم دین راستین اگاه نماید .

اما افراد منحرف این دو کتاب را تحریف کردند به طوری که ان مطالبی که سبب شکوفائی انسان و ارتباط او با خدا می شد را تغییر داده و یک سری خرافات و مسائل انحرافی را وارد ان نمودند و اصل ان دو کتاب اسمانی را تباه کردند .

کتاب تورات و انجیل کنونی کتابی است که شاگردان حضرت موسی و عیسی بعد از گذر قرن ها جمع اوری کرده و ان را در دسترس پیروان این ادیان قرار دادند .

اما با این اوصاف باز هم شراب خواری در این دو کتاب مذمت شده است .

پس اگر دیده می شود که پیروان این مذاهب شراب خواری می کنند این دلیل نمی شود که در اصل شریعت انها شراب حلال بوده است .همان گونه که مشاهده می شود که عده ای از مسلمان ها شراب می نوشند و این کار انها دلیل نمی شود که شراب در دین اسلام حلال شده باشد

حال برای اثبات مدعای خود به این دو کتاب مراجعه می کنیم و فراز هایی از این کتب که در مورد مذمت نوشیدن شراب امده است را بیان می نماییم .

اما در کتاب تورات

در تورات در کتاب امثال سلیمان نبی امده :

( از زمره میگساران مباش .... زیرا که میگسار و مُصرف ، فقیر می شوند .) (1)

( وای از ان کیست ؟ و شقاوت و نزاع و غصه و بد روزگاری برای کیست ؟ و جراحت های بی سبب از ان کیست ؟ و سرخی چشمان برای کیست ؟ این حالات و بد بختی ها و مفاسد برای کسانی است که عادت به اشامیدن شراب کرده اند .) (2)

 

( هنگامی که شراب سرخ فام رنگ و حباب خود را در جام ظاهر ساخته و صاف و رقیق است به او نگاه مکن ، چه ان که عاقبت مثل مار می گزد و مثل افعی نیش می زند ) (3)

تورات در مجازات شراب خوار می گوید :

( به مشایخ شهرش بگویند این پسر یاغی شد و به قول ما گوش نمی دهد و اکول و میخواره ( شرابخوار ) است ، پس تمام مردمان شهرش او را سنگسار نمایند تا بمیرد ) (4)

( انگاه از شراب و مسکرات بپرهیزد و هرگز شراب و هرگز مسکرات را ننوشند و هیچ عصیر انگور ننوشند ) (5)

( انوح مادر شمئون مجاهد اسرائیلی بدین نخو ترقیم یافته و الان بر حذر باش و هیچ شراب و مسکری منوش و هیچ چیز نجس مخور و تو می بینی که شراب و سایر مسکرات را با نجاسات مثل بول و غائط و گوشت سگ و خوک قرین کرده محققا انها نجس در حرامند پس مسکرات نیز نجس در حرام خواهد بود .) (6)

کتاب هوشع نبی

( زنا و شراب شیره دل ایشان را می رباید. ) (7)

( در وقت امدن به خیمه مجمع شراب و مسکرات مخورید ، مبادا عقل شما زائل کشته فرق در میان مقدس وغیر مقدس و طاهر مگذارید .) (8)

( وای بر انان که برای نوشیدن شراب زور اورند و به جهت ممزوج ساختن مسکرات مردان قوی می باشند ) (9)

( ولکن اینان نیز از شراب گمراه شده اند و از مسکرات سرگشته گردیده اند ، هم کاهن....از مسکرات گمراه شده اند و از شراب بلعیده گردیده اند ، از مسکرات سرگشته شده اند و در روئیا گمراه گردیده اند و در داوری مبهوت گشته اند زیرا که همه سفره ها از می و نجاست پر گردیده و جایی نمانده است .) (10)

( وای بر انانی که صیح زود بر می خیزند تا در پی مسکرات بروند و شب دیر می نشینند تا شراب ایشان را گرم نمایند و در بزم های ایشان عود و بَربَط و دَف و نای و شراب می مباشد .) (11)

انجیل

انجیل لوقا

( خطاب به حضرت زکریا در هنگام دعا برای فرزند دار شدنش که نام او یحیی است : همسرت برای تو پسری خواهد زائید و او را یحیی خواهی نامید و تو را خوشی و شادی رخ خواهد داد و بسیاری از ولادت او مسرور خواهند شد زیرا که در حضور خداوند بزرگ خواهد بود و شراب و مسکری نخواهد نوشید واز شکم مادر خود پر از روح القدس خواهد بود .) (12)

رساله پولس به اَفَسُسیان :

( وقت را دریابید زیرا این روزها شریر است از این جهت بی فهم مباشید بلکه بفهمید... و مست شراب نشوید که در ان فجور است بلکه از روح پر شوید .) (13)

( پس خود را حفظ کنید مبادا دل های شما را پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی سنگین گرداند و ان روز ناگهان بر شما اید .) ( 14)

 

ادامه دارد ........

 

1-تورات ، کتاب امثال سلیمان نبی ، باب 23 ، فراز 20 .

2- تورات ، کتاب امثال سلیمان نبی ، باب 23 ، فراز 39 .

3- تورات ، کتاب امثال سلیمان نبی ، باب 23 ، فراز 31-33 .

4-تورات ، سفر تثنیه ، فراز 21 .

5-تورات ، سفر اعداد ، باب 6 ، فراز 3 .

6-تورات ، سفر داوران ، باب 13 ، فراز 4 .

7-کتاب هوشع نبی ، باب 4 ، ایه 11 .

8-انجیل ، سفر لاویان ، باب 10 ، فراز 8 .

9-کتاب اشمیعای نبی ، باب 5 ، فراز 22 .

10-کتاب استیعاء نبی ، باب 28 ، فراز 7-8 .

11-کتاب استیعاء نبی ، باب 5 ، فراز 21 .

12-انجیل لوقا ، باب اول ، فراز 13-16 .

13-رساله پولس افسسیان ، باب 5 ، فراز 18 .

14-انجیل لوقا ، باب 21 ، ایه 34 .

منبع : ندای اسمانیشراب خواری در تورات و انجیل
برچسب ها : شراب ,کتاب ,فراز ,تورات ,مسکرات ,انجیل ,کتاب امثال ,امثال سلیمان ,شراب خواری ,انجیل لوقا ,رساله پولس ,کتاب امثال سلیمان

ترور شخصیت شرابخوار در اسلام

:: ترور شخصیت شرابخوار در اسلام

جامعه یکی از ارکان مهم یک حکومت است ، فلذا اسلام برای ایجاد نیروی بازدارنده از خود جامعه کمک می گیرد . جامعه ای موفق خواهد بود که تک تک افراد جامعه نسبت به اجرا شدن قوانین ، احساس مسئولیت کنند و به افراد متخلف تذکر دهند و الا در صورت نبود نیروهای انتظامی جامعه بی قانون خواهد بود . مثلا تصور کنید در یک اتوبوس فردی سیگار بکشد اگر همه منتظر باشند تا مئموران هوای پاک و یا مسئولین محیط زیست حاضر شوند و به فرد خاطی تذکر دهند همه دود این عمل زشت را خواهند خورد. در جامعه اسلامی همه افراد احساس وظیفه می کنند که به فرد متخلف تذکر دهند تا خود دچار الودگی ان گناه نشوند.  فاذا اسلام علاوه بر تذکر دادن به فرد خاطی در این مورد تحریم های سر سختانه ای برای فرد شرابخوار معین کرده است تا او به هیچ عنوان نتواند به کار خود ادامه دهد . چرا که عدم رعایت یک نفر در اتوبوس اجتماع باعث می شود تا همه افراد الودگی ان گناه را استشمام کنند .

امام علی در وصیتش به امام حسن می فرمایند : لا تصحب‏ الشریر فإن طبعک یسرق من طبعه شرا و أنت لا تعلم. (1)

با فرد شرور و الوده همراه مشو چرا که طبیعت و سرشت پاک تو از طبیعت الوده او ، شرارت را می رباید در حالی که تو به این امر اگاه نیستی .

نمی شود وارد بازار ذغال فروش ها شد و سیاه نشد ، و همچنین نمی شود وارد بازار عطار ها شد و با بوی خوش از ان خارج نشد . همراهی اثر می کند چه بخواهی و چه نخواهی .

فلذا اسلام برای دور نگه داشتن جامعه از این گناه یک سری قوانین عمومی وضع کرده تا کسی نتواند الودگی خود را به دیگران انتقال دهد بلکه با تحریم همه جانبه از کار خود دست برداشته و تغییر کند .

 

تحریم های چند جانبه علیه فرد شرابخوار

 
1-نهی از دست دادن و احوال پرسی با فرد شراب خوار

امیر المومنی علی علیه السلام می فرمایند :

مُصَادَقَةُ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَى خَیْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ شَارِبِ الْخَمْرِ وَ مَنْ صَافَحَ شَارِبَ الْخَمْرِ کُتِبَ عَلَیْهِ خَطِیئَةٌ. (2)

دوستی با یهودیان و مسیحیان بهتر است از اینکه انسان با ادم شرابخوار دوست شود . و کسی که با شرابخوار دست بدهد خداوند برایش یک گناه در نامه اعمالش می نویسد .

 

حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند :

شَارِبُ الْخَمْرِ لَا تُصَدِّقُوهُ‏ إِذَا حَدَّثَ‏ وَ لَا تُزَوِّجُوهُ إِذَا خَطَبَ وَ لَا تَعُودُوهُ إِذَا مَرِضَ وَ لَا تَحْضُرُوهُ إِذَا مَاتَ وَ لَا تَأْتَمِنُوهُ عَلَى أَمَانَةٍ فَمَنِ ائْتَمَنَهُ عَلَى أَمَانَةٍ فَاسْتَهْلَکَهَا  فَلَیْسَ لَهُ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُخْلِفَ عَلَیْهِ وَ لَا أَنْ یَأْجُرَهُ عَلَیْهَا لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ‏ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ‏ - وَ أَیُّ سَفِیهٍ أَسْفَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ.  (3)

2-بی اعتبار بودن کلام او

شَارِبُ الْخَمْرِ لَا تُصَدِّقُوهُ‏ إِذَا حَدَّثَ‏

شرابخوار وقتی سخن گفت حرف او را قبول نکنید .

3-به او دختر ندهید

وَ لَا تُزَوِّجُوهُ إِذَا خَطَبَ

اگر شرابخوار برای خواستگاری امد به او دختر ندهید .

4-به عیادت او نروید

وَ لَا تَعُودُوهُ إِذَا مَرِضَ

و زمانی که شرابخوار مریض شد به عیادت او نروید .

5-به تشییع جنازه او نروید

وَ لَا تَحْضُرُوهُ إِذَا مَاتَ

و اگر شرابخوار مرد به تشیع جازه او و بر سر قبر او حاضر نشوید .

6-امانتی به او نسپارید

وَ لَا تَأْتَمِنُوهُ عَلَى أَمَانَةٍ

به شرابخوار اعتماد نکنید و به او امانت خود را نسپارید .

 

در روایت دیگری از پیامبر اسلام این گونه بیان شده است

مَنْ‏ أَطْعَمَ‏ شَارِبَ‏ الْخَمْرِ لُقْمَةً سَلَّطَ اللَّهُ عَلَى جَسَدِهِ حَیَّةً وَ عَقْرَباً وَ مَنْ قَضَى حَاجَتَهُ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى هَدْمِ الْإِسْلَامِ وَ مَنْ أَقْرَضَهُ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى قَتْلِ مُؤْمِنٍ مَنْ جَالَسَهُ حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى لَا حُجَّةَ لَهُ وَ مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ فَلَا تُزَوِّجُوهُ وَ إِنْ مَرِضَ فَلَا تَعُودُوهُ فَوَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً إِنَّهُ مَا شَرِبَ الْخَمْرَ إِلَّا مَلْعُونٌ فِی التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْفُرْقَانِ.  (4)

7-به اندازه لقمه ای به او کمک نکنید .

مَنْ‏ أَطْعَمَ‏ شَارِبَ‏ الْخَمْرِ لُقْمَةً سَلَّطَ اللَّهُ عَلَى جَسَدِهِ حَیَّةً وَ عَقْرَباً

کسی که به شرابخوار به انندازه لقمه ای کمک نماید خداوند روز قیامت مار و عقرب مخصوصی را بر بدن او مسلط می سازد

8-حاجت او را براورده مسازید

وَ مَنْ قَضَى حَاجَتَهُ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى هَدْمِ الْإِسْلَامِ

کسی که حاجت و مشکل شرابخواری را براورده کند به راستی که به نابودی اسلام کمک کرده است .

9-به او قرض ندهید .

وَ مَنْ أَقْرَضَهُ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى قَتْلِ مُؤْمِنٍ

و کسی که به شاربخوار قرض بدهد در حقیقت در راه قتل و نابود ی مومنی گام برداشته است .

10-با او نشست و برخواست نکنید

مَنْ جَالَسَهُ حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى

و هر کس که با او نشست و برخواست کند در روز قیامت کور محشور خواهد شد .

 

(1) شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ؛ ج‏20 ؛ ص272

(2) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏17 ؛ ص54

(3) وسائل الشیعة ؛ ج‏25 ؛ ص313

(4) بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏76 ؛ ص151

منبع : ندای اسمانیترور شخصیت شرابخوار در اسلام
برچسب ها : شرابخوار ,عَلَى ,إِذَا ,مَنْ ,الْخَمْرِ ,جامعه ,فَقَدْ أَعَانَ ,أَعَانَ عَلَى ,تذکر دهند ,عَلَى أَمَانَةٍ ,عَلَى هَدْمِ ,فَقَدْ أَعَانَ عَلَى ,

خداشناسی در نهج البلاغه

:: خداشناسی در نهج البلاغه

در خطبه 1 نهج البلاغه می خوانیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِی لَیْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّیَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدَانَ أَرْضِهِ:

ستایش خدایی را است که سخنوران از مدحش عاجزند و شمارشگران از شمردن نعمتهای ناتوان و تلاشگران از ادای حقش درمانده اند . خدایی که افکار ژرف اندیش ذات او را درک نمی کنند و غواصان ورزیده دریای علوم ناتوان از شناخت کنهش هستند ، کسی است که صفت اش مثل ذاتش نامحدود است ، و تعریف کاملی درباره اش نمی توان یافت ، خدایی که نه دارای وقت معین و نه داری اجل مشخصی است . مخلوقات را با قدرت خود آفرید ، و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد .

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ

همانگونه که  در سوره حمد می خوانیم خداوند می فرماید الحمد الله رب العالمین ، بنابر تفسیر گرانسگ المیزان ( ج 1 ص 19 ) ال در الحمد برای جنس بوده که به این معنا خواهد بود که هر حمدی مختص به خداست

مقدمتا عرض می کنم که اصولا مدح و ستایش در مقابل فعل وکاری است که شایستگی مدح را داشته باشد ، مثلا کسی که در موقع گرفتاری به داد انسان می رسد ، هنگام تشنگی یک لیوان به دست انسان می دهد ، حتی در جایی یک خودکار به انسان می دهد تا چیزی بنویسد علی الظاهر در عرف مردم همین کارهای ساده هم قابل ستایش زبانی حداقل هستند .

اما باید دانست همین کارهای بسیار ساده هم که شایسته ستایش هستند حمد اینها هم در واقع مربوط به خداوند است مثلا به عنوان نمونه وقتی کسی یک لیوان آب به شما می دهد ، در این یک فعل ساده ببینید چقدر نعمت خداوند خوابید ه :
اولا : آب را که آفریده ؟
دوما : مثلا لیوان که شیشه ای است ، چه کسی مواد این شیشه را در طبیعت قرار داده
سوما : چه کسی حس تشنگی را به انسان داده اگر این حس در انسان نبود ، ممکن بود انسان تشنه شود ، اما چون حس تشنگی نبوده به قسمت های مختلف بدن آسیب جدی برسد
رابعا : چه کسی دهان برای شما قرار داده که با آن آب را بیاشامید و
خامسا: ...

پس با دقت در یک عمل ساده مثل دادن یک لیوان به دست شما توسط شخصی ده ها نعمت خوابیده که همه اش مربوط به خداوند متعال است ،

حالا شما همه کارها و نعمت های دیگر را دقت کنی می بینی که همه آنها محفوف و پیچده به ده ها نعمت الهی است و از اینجاست که معلوم می شود واقعا الحمد لله رب العالمین ، حمد مخصوص خداوند است و دیگران در واقع هیچ کاره اند .

حال  با این مقدمه دوباره به متن نهج البلاغه بر می گردیم آنجا که حضرت می فرماید « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ» ستایش خداوندی را است که سخنوران از ستایش و مدحش عاجزند ،
چگونه عاجز نباشند در حالی که هر شی و هر کسی را که می بینی هیچ از خود ندارد و هر چه دارد از خداوند متعال است از نعمت های بسیار ساده و پیش افتاده که به چشم نمی آید تا نعمت های عظیم مثل نعمت اصل وجود ، نعمت هدایت ، نعمت ولایت و نعمت رستگاری ...

 

منبع : ندای اسمانیخداشناسی در نهج البلاغه
برچسب ها : ستایش ,خداوند ,انسان ,ساده ,الَّذِی ,لیوان ,الْحَمْدُ لِلَّهِ ,یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ ,لِلَّهِ الَّذِی ,قرار داده ,خداوند متعال ,الْحَمْدُ لِلَّ

عنوان دومین مطلب آزمایشی من

:: عنوان دومین مطلب آزمایشی من

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

منبع : ندای اسمانیعنوان دومین مطلب آزمایشی من
برچسب ها : وبلاگ ,علمی ,اطلاع رسانی ,مطلب آزمایشی ,دومین مطلب

امام حسین چراغ هدایت

:: امام حسین چراغ هدایت

امام حسین چراغ هدایت

عن النبی (ص) : این الحسین مصابح الهدی  سفینه النجاه

همان حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است

این روایت ظاهری روشن و رسا دارد اما برای اینکه بتوان از این کلام و حدیث زیبا و رسا استفاده بیشتری کرد عرض می کنم که :

همانگونه که اگر یک اتومبیل از هر لحاظ سالم باشد اما در یک شب تاریک و ظلمانی بدون  بدون چراغ و روشنایی باشد راه به جایی نمی برد و نه تنها راه را پیدا نمی کند بلکه ممکن است از راه اصلی دور شده و هر چه حرکت می کند بجای اینکه به مقصد برسد از مقصد دور می شود

حال خداوند متعال که به انسان همه گونه نعمت داده و این انسان با تمام این نعمت ها اگر امامی نباشد که او را هدایت به راه راست نماید تا انسان در پرتو سیر در راه راست به کمال برسد به سان همان ماشینی خواهد بود که بدون چراغ در تاریکی حرکت می کند که نه تنها به مقصدش اصلی اش که همان کمال انسانی است نمی رسد بلکه با هر قدمی که برمی دارد طبق مضمون روایت از هدفش دور می شود .

و اینکه می فرماید : حسین کشتی نجات است , نا خود اگاه انسان به یاد کشتی نوح می افتد که وقتی بخاطر لجاجت قوم , مستحق عذاب الهی می شوند تنها کسانی نجات پیدا می کنند که سوار بر کشتی نوح شده باشند , در عصر و دوره کنونی هم کسانی می توانند از عذاب الهی ولو اینکه ممکن است مثل دوران حضرت نوح عذاب دنیوی نباشد , نجات پیدا کنند که بتوانند در هر موقعیت و شغل و زمانی که زندگی می کنند , طوری زندگی کنند که زندگی شان مورد پسند امام زمان عج باشد

این گونه است که اگر کسی زندگی اش مورد رضای امام زمانش باشد مثل کسی است که سوار کشتی نجات شده است .

 

منبع : ندای اسمانیامام حسین چراغ هدایت
برچسب ها : کشتی ,چراغ ,نجات ,انسان ,زندگی ,هدایت ,چراغ هدایت ,کشتی نجات ,حسین چراغ ,نجات پیدا ,عذاب الهی

ایا مشروبات الکلی منفعتی هم دارند ؟

:: ایا مشروبات الکلی منفعتی هم دارند ؟


همه میدانیم که شراب یک سری منافعی دارد که قابل انکار نیست همان گونه که در قران می گوید ( و منافع للناس ) به خاطر همین مدتی است که بعضی از رسانه ها از فوائد و منافع ان صحبت می کنند و خوردن ان را ضروری مید انند . اما حقیقت امر چیست ؟ خدا در قران این گونه می گویید :

«یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما» ایه 219 سوره بقره

خدا می گوید : ای پیامبر از تو در مورد شراب و قمار سوال می کنند : در جواب به انها بگو : در ان گناهی بزرگ و ضرری بزرگ است و البته منافعی کمی هم دارد .

در عین حالی که گناهی بسیار بزرگ است و ضررهای بسیاری دارد اما خدای حکیم از در انصاف وارد شده و می گوید البته منافع اندکی هم در ان وجود دارد .

حال جا دارد که ما اندکی فکر کرده و از در عقل وارد شویم و  بدون توجه به علایق شخصی نگاه کنیم که اگر چیزی باشد که هم ضرر فراوان دارد و هم منافع کم ایا حاضر هستیم به ان نزدیک شویم. مثلا اگر بگویند خوردن مدفوع انسان برای سنگ کلیه و .. خوب است اما ضرر های فراوانی بر روی گردش خون , تپش قلب , ضعف حافظه , تورم معده , اسیب به دیواره روده , از بین بردن سیتم دفاعی بدن و .... خواهد داشت . ایا حاضر هستیم به سمت ان رفته و ان را بخوریم تا کلیه ما سالم بماند .

مسلما جواب هر انسان عاقلی منفی است , چرا که فقط عقل است که در این زمینه تصمیم گرفته است و هوس و وسوسه شیطان در این زمینه راه ندارد . حال دقیقا به جای مثال بالا مشروبات الکلی را قرار دهید . در این مورد دیگر عقل به تنهایی نمی تواند تصمیم بگیرد بلکه شهوت و وسوسه هم با ان همراه می شود . درست است , منافعی دارد و شاید برای سنگ کلیه هم خوب باشد و منافع دیگری هم داشته باشد . اما همانند مدفوع در دین مبین اسلام نجس معرفی شده است و خوردن چیز نجس دیگر کم و زیاد ندارد که گفته شود کم خوردن مست نمی کند پس گناه ندارد . خیر . چون نجس است , خوردن نجاسات حتی یک قطره هم که باشد حرام است . هم نجس است و هم طبق نظر پزشکان ضرر های فراوانی دارد.

امام صادق در روایتی به ابی بصیر می فرمایند :

الْمُضْطَرُّ لَا یَشْرَبِ‏ الْخَمْرَ لِأَنَّهَا لَا تَزِیدُهُ إِلَّا شَرّاً وَ لِأَنَّهُ إِنْ شَرِبَهَا قَتَلَتْهُ فَلَا یَشْرَبْ مِنْهَا قَطْرَةً . (علل الشرائع ؛ ج‏2 ؛ ص478 )

حتی فرد مضطر و کسی که به خاطر مریضی به او شراب تجویز شده هم لب به ان نزند , چرا که خوردن شراب چیزی جز شر به او نخواهد رساند . و اگر شراب را در حال مریضی بخورد نزدیک است که شراب ان فرد را بکشد .پس حتی یک قطره هم از ان نخورد.

 

 

ادامه دارد .....

منبع : ندای اسمانیایا مشروبات الکلی منفعتی هم دارند ؟
برچسب ها : خوردن ,شراب ,منافع ,ندارد ,کلیه ,منافعی ,مشروبات الکلی ,حاضر هستیم ,منافع للناس ,منافعی دارد

حادثه پلاسکو و جهاد در راه خدا

:: حادثه پلاسکو و جهاد در راه خدا

نگارنده : محمد حسن قالبی

صحبت کردن در مورد جهاد اندکی دشوار است . چرا که از طرفی فهم ان مقامات عالی و درجات متعالی برای مجاهد خدا بسیار باور نکردنی است و از طرفی فهماندن اهمیت جهاد و علت جهاد برای مخالفین ان نیز سختی خودش را دارد .

امروزه که نگارنده در حال نوشتن این متن است حادثه نا گوار پلاسکو و فداکاری اتش فشان های عزیزمان اتفاق افتاده است . می بینید که همه مردم در فکر هستند ، همه رسانه ها دارند از فدا کاری انها می گویند و خیلی ها برای انها دعا می کنند اما....

اما هنگامی که صحبت از مدافعان حرم می شود شاید خیلی از این افراد شانه خالی کنند و بگویند برای چه در کشوری دیگر به جنگ رفته اند . بله هیچ کس به این فکر نکرد که این ها فدا کارانی هستند خارج از مرز ، فدا کارانی که قبل از حادثه از سرایت اتش جلوگیری کرده اند و جان خود را فدا نمودند . انها به این فکر می کردند که اگر جنگ به کشور ما بیاید فقط و فقط یک موشک ان می توانست حادثه پلاسکو همراه با شهادت همه کار کنان ان را ایجاد کند . فلذاست که این همه اجر برای او قرار داده شده است . چرا که انها انچه را دیگران در اینه نمی بینند در خشت خام می بینند . و این جاست که مظلومیت و غربت این افراد به چشم می اید . و این همان شجره طیبه انقلاب است .

منبع : ندای اسمانیحادثه پلاسکو و جهاد در راه خدا
برچسب ها : انها ,حادثه ,جهاد ,پلاسکو ,حادثه پلاسکو

حادثه پلاسکو و جهاد در راه خدا

:: حادثه پلاسکو و جهاد در راه خدا

نگارنده : محمد حسن قالبی

صحبت کردن در مورد جهاد اندکی دشوار است . چرا که از طرفی فهم ان مقامات عالی و درجات متعالی برای مجاهد خدا بسیار باور نکردنی است و از طرفی فهماندن اهمیت جهاد و علت جهاد برای مخالفین ان نیز سختی خودش را دارد .

امروزه که نگارنده در حال نوشتن این متن است حادثه نا گوار پلاسکو و فداکاری اتش فشان های عزیزمان اتفاق افتاده است . می بینید که همه مردم در فکر هستند ، همه رسانه ها دارند از فدا کاری انها می گویند و خیلی ها برای انها دعا می کنند اما....

اما هنگامی که صحبت از مدافعان حرم می شود شاید خیلی از این افراد شانه خالی کنند و بگویند برای چه در کشوری دیگر به جنگ رفته اند . بله هیچ کس به این فکر نکرد که این ها فدا کارانی هستند خارج از مرز ، فدا کارانی که قبل از حادثه از سرایت اتش جلوگیری کرده اند و جان خود را فدا نمودند . انها به این فکر می کردند که اگر جنگ به کشور ما بیاید فقط و فقط یک موشک ان می توانست حادثه پلاسکو همراه با شهادت همه کار کنان ان را ایجاد کند . فلذاست که این همه اجر برای او قرار داده شده است . چرا که انها انچه را دیگران در اینه نمی بینند در خشت خام می بینند . و این جاست که مظلومیت و غربت این افراد به چشم می اید . و این همان شجره طیبه انقلاب است .

منبع : ندای اسمانیحادثه پلاسکو و جهاد در راه خدا
برچسب ها : انها ,حادثه ,جهاد ,پلاسکو ,حادثه پلاسکو

بی اثر بودن تحریم ها در مقایسه ایران و ونزوئلا

:: بی اثر بودن تحریم ها در مقایسه ایران و ونزوئلا

هنگامی که در مورد بی اثر بودن تحریم ها صحبت به میان می اید عده ای با خنده از کنار ان می گذرند و نمی توانند گرانی را با ان تطبیق دهند ، اما حقیقت امر چیست ؟ ایا تحریم ها اثر گذار بوده است .

برای درک این مطلب باید به سراغ دیگر کشور هایی بروی که مورد تحریم همه جانبه امریکا قرار گرفته اند و اوضاع ان کشور ها را با کشور خود مقایسه کنیم تا واقعیت برای ما اشکار شود .

تنها در دنیا 4 کشور هستند که مورد تحریم همه جانبه امریکا قرار گرفته اند . ونزوئلا ، کوبا ، کره شمالی و ایران .

در هر نوشته به برسی اوضاع یک از این کشور ها می پردازیم .

ونزوئلا

این کشور بزرگ ترین مخازن نفتی دنیا را در اختیار دارد

اما 76 درصد مردم در فقر و فلاکت به سر می برند .

تورم این کشور را از  ۶۵ درصد تا 720 درصد تخمین می زنند .

در این کشور چیزی برای خوردن پیدا نمی شود و مردم در این کشور برای خرید ما یحتاج خود باید ساعت ها در صف بایستند .

اما اوضاع در ایران جور دیگری رقم می خورد . چرا که این همان شجره طیبه انقلاب است که توانسته در مقابل زورگویان جهان به رهبری یک عالم دینی قد علم کند و به عنوان چالش اصلی مستکبرین جهان مطرح شود.

و این هان وعده خداست که فرمود :

وَ لَیَنْصُرَنَّ اَللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اَللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ   (1)

و قطعاً خدا به کسی که [ دین ] او را یاری می‏کند ، یاری می‏دهد ، چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ناپذیر است .

دامه دارد ......

(1)سوره حج ایه 40

منبع : ندای اسمانیبی اثر بودن تحریم ها در مقایسه ایران و ونزوئلا
برچسب ها : کشور ,تحریم ,درصد ,ونزوئلا ,اوضاع ,مورد ,قرار گرفته ,امریکا قرار ,جانبه امریکا ,مورد تحریم ,بودن تحریم

محل قرارگیری آمارگیر www.neginpop.ir

پاپ کده | کسب درآمد از پاپ آپ چیست , کسب درآمد از پاپ آپ در بلاگفا , کسب درامد از پاپ آپ خارجی , کسب درآمد با پاپ آپ , اس پاپ آپ - سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد ازطریق پاپ آپ , کسب درآمد از اینترنت پاپ آپ , کسب درامد اینترنتی پاپ اپ , اموزش کسب درامد از پاپ اپ , نحوه کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از پاپ آپ , بهترین سایت کسب درآمد از پاپ آپ , اسکریپت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از پاپ اپ فیس نما , بهترین سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد بالا از پاپ آپ , بیشترین کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از بهترین پاپ آپ ها , بهترین سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , چگونه از پاپ اپ کسب درامد کنیم , نحوه کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از طریق پاپ آپ - poppop , معرفی سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , معرفی سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , سامانه کسب درآمد از پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درآمد از راه پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ شرکت راه گستر قرن , چگونگی کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از تبلیغات پاپ آپ